این مقاله با استفاده از اصلاحات تجاری در بازار سهام چین به عنوان یک آزمایش شبه طبیعی ، بررسی می کند که آیا تجارت حاشیه توسعه با کیفیت بالا شرکت های ذکر شده را ارتقا می بخشد. نتایج نشان می دهد که بهره وری کل فاکتور (TFP) به طور قابل توجهی کاهش می یابد پس از شرکت های ذکر شده در سهام اصلی معاملات حاشیه گنجانده می شود. علاوه بر این ، تأثیرات منفی برای شرکت های ذکر شده با اهرم مالی بالاتر ، دارایی های دارایی کمتر ، سهام پایین سرمایه گذاران موسسه مالی و توجه کمتری از تحلیلگران اوراق بهادار قوی تر است. تحقیقات بیشتر نشان می دهد که تأثیرات منفی معاملات حاشیه بر TFP از نزدیک با وخامت محیط اطلاعات و سفت شدن محدودیت های تأمین مالی مرتبط است. هنگامی که شرکت های ذکر شده در سهام اصلی تجارت حاشیه گنجانده می شوند ، از بخش کمتری از سود خالص خود برای تأمین اعتبار داخلی (و بخش بالاتری از سود خالص آنها برای سود سهام نقدی) استفاده می کنند و به میزان قابل توجهی از تأمین اعتبار سهام خارجی استفاده می کنند. نتایج این مطالعه نشان می دهد که اصلاحات حاشیه ای در بازار سهام چین ممکن است از توسعه با کیفیت بالا شرکتهای ذکر شده تا حدودی جلوگیری کند.
استناد: Tang J ، Wu Y ، Ye Y (2023) آیا تجارت حاشیه ای به سبک چینی توسعه با کیفیت بالا شرکت های ذکر شده را ارتقا می بخشد؟PLOS ONE 18 (4): E0284947. https://doi. org/10. 1371/joual. pone. 0284947
ویراستار: صفدر حسین طاهر ، دانشگاه کالج دولتی فیصل آباد ، پاکستان
دریافت: 8 فوریه 2023 ؛پذیرفته شده: 13 آوریل 2023 ؛منتشر شده: 27 آوریل 2023
کپی رایت: © 2023 Tang et al. این یک مقاله دسترسی آزاد است که تحت شرایط مجوز انتساب Creative Commons توزیع شده است ، که اجازه استفاده ، توزیع و تولید مثل بدون محدودیت را در هر رسانه ای می دهد ، مشروط بر اینکه نویسنده و منبع اصلی اعتبار داشته باشند.
در دسترس بودن داده ها: کلیه داده های مربوطه در نسخه خطی و پرونده های اطلاعاتی پشتیبانی آن قرار دارند.
بودجه: نویسنده (ها) بودجه خاصی برای این کار دریافت نکردند.
منافع رقابتی: نویسندگان اعلام کرده اند که هیچ منافع رقابتی وجود ندارد.
معرفی
در حال حاضر ، هدف اقتصادی چین از هدف رشد سرعت بالا به سمت توسعه با کیفیت بالا تغییر می کند. با کاهش تولید حاشیه ای از ورودی های کار و سرمایه ، توسعه آینده اقتصاد چین وابستگی بیشتری به کارآیی تولید و کیفیت توسعه بخش واقعی خواهد داشت. نوآوری سازمانی ، ارتقاء صنعتی و بهبود طولانی مدت راندمان تولید بخش واقعی از حمایت بازار سرمایه جدا نمی شود [1]. به عنوان یک بازار در حال ظهور ، ساخت و ساز بازار سهام چین هنوز کامل نیست و از نظر طراحی سیستم ، ساختار سرمایه گذار ، اقدامات سیاست و محیط قانونی با بازارهای توسعه یافته متفاوت است. بنابراین ، تنها اصلاحات مداوم با توجه به وضعیت واقعی می تواند به طور مؤثر توانایی بازار سهام چین را در خدمت به توسعه با کیفیت بالا در بخش واقعی بهبود بخشد. در این زمینه ، بررسی بهترین راه ها برای ترویج توسعه با کیفیت بالا در بخش واقعی (به عنوان مثال ، بهره وری کل فاکتور (TFP) شرکت های واقعی) از طریق اصلاحات در بازار سهام برای تغییر مدل رشد اقتصادی چین و تحریک آن از اهمیت زیادی برخوردار است. حرکت طولانی مدت توسعه.
به عنوان یک اصلاح مهم بازار سهام چین ، معاملات حاشیه ای در 31 مارس 2010 اجرا شد و به تدریج دامنه سهام زیرین را گسترش داد. این بدان معنی است که بازار سهام چین اکنون دارای تجارت اهرم رسمی و قانونی و کانال های کوتاه فروش است. در سالهای اخیر ، عوامل بازار مالی که بر TFP شرکت تأثیر می گذارد ، به تدریج مورد توجه بیشتر قرار گرفته اند [2-4]. با این حال ، مطالعات اندکی وجود دارد که مستقیماً بررسی می کند که چگونه اصلاحات حاشیه ای در بورس سهام چین بر TFP شرکتهای ذکر شده تأثیر می گذارد. نظریه سنتی معتقد است که محدودیت های کوتاه فروش باعث می شود قیمت سهام باعث خوش بینی سرمایه گذاران در کوتاه مدت شود و منجر به سوءاستفاده شود [5]. بنابراین ، معاملات حاشیه باید محدودیت های فروش کوتاه را از بین ببرد و راندمان قیمت گذاری بازار سهام را بهبود بخشد. برخی از مطالعات همچنین تصریح می کنند که فروشندگان کوتاه از مزایای اطلاعات آشکار برخوردار هستند ، و معاملات حاشیه فعالیت های کوتاه فروش را ارتقا می بخشد ، که باعث کاهش اطلاعات نامتقارن و نوسانات قیمت سهام می شود و نقدینگی سهام و راندمان قیمت گذاری را بهبود می بخشد [6-9]. با این حال ، تعداد فزاینده ای از مطالعات نشان می دهد که معاملات حاشیه ای در بورس اوراق بهادار چین فعالیت های سوداگرانه ، احساسات سرمایه گذار و تعصب خوش بینانه تحلیلگران را افزایش می دهد ، که باعث کاهش کارایی قیمت گذاری بازار سهام می شود [10 12]. این نتایج متضاد تجربی ، روشن کردن اینکه آیا اصلاحات در حاشیه تجارت می تواند توسعه با کیفیت بالا شرکت های ذکر شده را دشوار کند ، دشوار است. به همین دلیل است که ما بر تأثیر معاملات حاشیه ای به سبک چینی در TFP شرکت های ذکر شده تمرکز می کنیم.
از طریق محیط اطلاعات بازار سهام و رفتار تأمین مالی شرکت ها ، ما یک پیوند نظری بین اصلاحات در حاشیه تجارت و TFP شرکت های ذکر شده برقرار می کنیم. از یک سو ، طبق نظریه قیمت گذاری دارایی ، مشکل عدم تقارن اطلاعات به میزان قابل توجهی هزینه تأمین اعتبار سهام را افزایش می دهد و ارزش بازار و انگیزه تأمین اعتبار سهام خارجی بنگاه ها را کاهش می دهد [13-16]. از طرف دیگر ، طبق مدل سیگنال سود سهام ، عدم تقارن اطلاعات شرکت ها را وادار می کند تا سود سهام نقدی را برای انتشار سیگنال های مثبت به سرمایه گذاران و افزایش ارزش بازار افزایش دهند [17-19]. نظریه اصلی عامل همچنین نشان می دهد که وقتی اطلاعات نامتقارن است ، سهامداران انگیزه دارند تا درآمد حفظ شده را به عنوان تأمین مالی داخلی کاهش دهند تا جریان نقدی آزاد را در اختیار مدیران کاهش دهند ، بنابراین هزینه های اصلی عامل را کاهش می دهند و به منافع طلبکاران تجاوز می کنند [20 ،21]بنابراین ، از آنجا که معاملات حاشیه ای به سبک چینی اساساً گمانه زنی ها را تشویق می کند و با داوری کوتاه مدت با فروش [10 12] مبارزه می کند ، محیط اطلاعات بورس اوراق بهادار بدتر می شود ، عدم تقارن اطلاعات شدت می یابد و تأمین مالی داخلی و خارجی شرکتهای ذکر شده سرکوب می شود. این بدان معناست که شرکت ها ممکن است مجبور شوند فعالیت های نوآوری را کاهش دهند و سهم بازار را به دلیل سفت شدن محدودیت های تأمین مالی کاهش دهند [22 ، 23]. در نتیجه ، TFP از شرکت های ذکر شده تأثیر منفی خواهد گذاشت.
از دیدگاه محیط اطلاعات بورس و محدودیت های تأمین مالی شرکت ، این مقاله به بررسی چگونگی تأثیر اصلاحات در بازار سهام در بورس سهام چین بر TFP شرکتهای ذکر شده می پردازد. ما گسترش تدریجی دامنه معاملات حاشیه را به عنوان یک آزمایش شبه طبیعی انجام می دهیم و از روش تطبیق نمره متغیر زمان متغیر در تفاوت در تفاوت (PSM-DID) استفاده می کنیم تا بررسی کنیم که چگونه TFP شرکت ها پس از شامل محدوده تجارت حاشیه تغییر می کنند. نتایج نشان می دهد که اجرای اصلاحات در معاملات حاشیه تأثیرات منفی بر TFP آن شرکت ها در محدوده معاملات حاشیه دارد. تأثیرات منفی اصلاحات در معاملات حاشیه در شرکت هایی با اهرم مالی بالاتر ، دارایی های کمتری دارایی ، سهام کمتری از سرمایه گذاران موسسه مالی و توجه کمتری از تحلیلگران اوراق بهادار قوی تر است. تحقیقات بیشتر نشان می دهد که این اثرات منفی با وخیم تر شدن محیط اطلاعات بازار سهام و محکم کردن محدودیت های تأمین مالی شرکت ها ارتباط نزدیکی دارد. از یک طرف ، وخامت محیط اطلاعات باعث می شود شرکت ها تمایل به استفاده از بخش های بالاتری از سود خالص برای پرداخت سود سهام نقدی به جای استفاده از بودجه داخلی استفاده کنند. از طرف دیگر ، وخامت محیط اطلاعات همچنین هزینه تأمین اعتبار سهام برای شرکت های ذکر شده را افزایش می دهد و از این طریق مقیاس تأمین اعتبار سهام خارجی را کاهش می دهد. نتایج ما نشان می دهد که چگونه تجارت حاشیه با تغییر محیط اطلاعات بازار سهام و در نهایت انتقال آن به TFP ، بر تصمیمات تأمین مالی شرکتهای ذکر شده تأثیر می گذارد.
مشارکتهای حاشیه ای که توسط این مقاله انجام شده است به شرح زیر است: (i) ادبیات موجود کمتر تمرکز خود را بر این است که آیا تجارت حاشیه می تواند توسعه با کیفیت بالا و TFP شرکت های ذکر شده را ارتقا بخشد. این مقاله با بررسی تأثیر اصلاحات معاملات حاشیه بازار سهام چین در TFP شرکتهای ذکر شده ، تحقیقات در مورد تجارت حاشیه را بیشتر غنی می کند و چشم انداز جدیدی را برای ارزیابی سیاست اصلاحات در حاشیه بازار سهام چین فراهم می کند.(ب) ادبیات موجود توجه بیشتری به تأثیر معاملات حاشیه بر کیفیت بازار سهام می کند ، اما مطالعات کمی ارزیابی می کند که چگونه تجارت حاشیه بر تصمیمات تجاری و عملکرد تجاری شرکتهای ذکر شده تأثیر می گذارد. از دیدگاه محیط اطلاعات بورس و محدودیت های تأمین مالی شرکت ها ، این مقاله اصلاحات در حاشیه تجارت را با توسعه با کیفیت بالا در بخش واقعی پیوند می دهد و بنابراین یک مرجع مهم برای بهترین وسیله برای ترویج رشد TFP و توسعه با کیفیت بالا فراهم می کند. شرکت های ذکر شده با تعمیق اصلاحات در بازار سرمایه چین.(iii) معاملات حاشیه می تواند از نظر تئوری محدودیت های فروش کوتاه بازار را بشکند ، در نتیجه عدم تقارن اطلاعات و بهبود کارایی قیمت گذاری را کاهش می دهد. با این حال ، نتایج این مقاله نشان می دهد که معاملات حاشیه ای به سبک چینی نقشی در شکستن محدودیت های کوتاه فروش ندارد بلکه محیط اطلاعات را بدتر می کند. بنابراین ، اصلاحات در حاشیه بازار سهام چین باعث توسعه با کیفیت بالا شرکتهای ذکر شده نمی شود بلکه رشد TFP را تا حدی مهار می کند. نتیجه گیری این مقاله از اهمیت نظری و عملی برای بهبود بیشتر سیستم معاملات حاشیه در بازار سهام چین برخوردار است.
بقیه این مقاله به شرح زیر تنظیم شده است: بخش دوم فرضیه بررسی ادبیات و تحقیق را ارائه می دهد. بخش سوم جزئیات طرح تحقیقات تجربی را شرح می دهد. بخش چهارم شامل نتایج و تجزیه و تحلیل تجربی است. بخش پنجم تحقیقات پسوند را ارائه می دهد. و بخش ششم نتیجه می گیرد.
بررسی ادبیات و فرضیه تحقیق
ادبیات موجود در بازار سهام توسعه یافته به طور کلی ادعا می کند که فروش کوتاه منجر به ترویج کشف قیمت ، بهبود نقدینگی سهام و کاهش مدیریت درآمد می شود ، از این طریق باعث افزایش راندمان قیمت گذاری بازار سهام و افزایش ارزش بازار در سطح شرکت می شود [24-30]. با این حال ، مطالعات اخیر در مورد بازار سهام چین نشان می دهد که معاملات حاشیه منجر به بیش از حد بیش از حد سرمایه گذاران می شود ، تعصب خوش بینی تحلیلگران را تشدید می کند ، باعث افزایش رفتار تجارت خودی می شود و نوسانات قیمت سهام و ریسک سقوط قیمت سهام را تشدید می کند ، که باعث کاهش کارایی قیمت گذاری سهام می شود [10-12]بشراین ممکن است مربوط به عوامل زیر باشد. اول ، مقیاس نامتقارن معاملات خرید طولانی و معاملات کوتاه مدت در بازار سهام چین و رفتارهای سوداگرانه با تجارت حاشیه تقویت می شود. این امر باعث می شود که معاملات حاشیه نه تنها در ترویج داوری های کوتاه فروش ناکام باشد بلکه باعث خوش بینی بیش از حد سرمایه گذاران و افزایش تجارت سر و صدا می شود [31]. نسبت فروش کوتاه به کل حجم معاملات در بازار سهام چین تقریباً 0. 43 ٪ است که بسیار پایین تر از سطح 12. 9 ٪ بورس اوراق بهادار نیویورک است [25]. دوم ، معیارهای انتخاب برای سهام اصلی تجارت حاشیه اطمینان می دهد که بنگاه ها از کیفیت اطلاعات بهتر و عملکرد کسب و کار در دامنه معاملات حاشیه برخوردار هستند و این امر باعث می شود مکانیزم کوتاه مدت نقش داشته باشد [31]. سوم ، ساخت و ساز نهادی بازار سهام چین هنوز بهینه نیست ، مشکلات دستکاری قیمت سهام آن جدی تر است و آنها با کنترل سهامداران و حمایت ضعیف تر از حقوق سرمایه گذار هدایت می شوند [23].
هنگامی که معاملات حاشیه باعث بدتر شدن محیط اطلاعاتی بازار سهام و کاهش کارایی قیمت گذاری سهام می شود، شرکت هایی که در محدوده معاملات حاشیه قرار می گیرند ممکن است با افزایش اطلاعات نامتقارن و در نتیجه محدودیت های مالی تشدید شوند. از یک سو، معاملات حاشیه ممکن است شرکت ها را به افزایش سود نقدی و کاهش سطح حفظ سود خود سوق دهد، که به معنای کاهش تامین مالی داخلی است. بر اساس تئوری اصلی-نماینده، افزایش سطح عدم تقارن اطلاعاتی باعث تشدید تعارضات اصلی و نماینده می شود و سهامداران احتمال بیشتری برای افزایش سود نقدی خود و کاهش سطح حفظ سود خود دارند. این می تواند اشغال منابع مالی بستانکار را افزایش دهد و هزینه های نمایندگی را با تضعیف مطالبات بستانکاران و کاهش جریان نقدی آزاد یکبار مصرف مدیران کاهش دهد [20، 21]. در عین حال، طبق مدل سیگنال تقسیم سود، افزایش سود نقدی شرکت تحت شرایط نامتقارن اطلاعاتی می تواند سیگنال مثبتی را در رابطه با جریان نقدی مورد انتظار شرکت به بازار مخابره کند و در نتیجه هم ارزش بازار شرکت و هم ثروت سهامداران را افزایش دهد [17].-19]. از سوی دیگر، معاملات حاشیه ممکن است شرکت ها را به کاهش یا امتناع تامین مالی خارجی از سهام سوق دهد. هنگامی که مدیران یا همتایان بالقوه آنها از مزایای اطلاعاتی بیشتری برخوردار باشند، سرمایه گذاران سهام مشارکت خود را در معاملات کاهش می دهند یا برای جبران خطر عدم تقارن اطلاعاتی در معاملات، بازده مورد انتظار بالاتری را تقاضا می کنند. این، به نوبه خود، هزینه تامین مالی سهام را افزایش می دهد [13-16]. در همین حال، تحت شرایط عدم تقارن اطلاعاتی، شرکت هایی که سهام جدید را برای تامین مالی منتشر می کنند ممکن است سیگنال های نامطلوبی را به بازار منتشر کنند که نشان می دهد قیمت سهام بیش از حد ارزش گذاری شده است، بنابراین تمایل به کاهش یا امتناع از انتشار سهام جدید برای تامین مالی خارجی دارند [22، 23].
سفت شدن محدودیت های تأمین مالی به ناچار تأثیر منفی بر TFP شرکت می گذارد. اول ، تحت شرط عدم تقارن اطلاعات ، تشدید محدودیت های تأمین مالی ممکن است شرکت ها را به سمت رها کردن فرصت های سرمایه گذاری خوب ، به ویژه شرکت هایی که جریان پول نقد کمتری دارند و پتانسیل صدور بدهی کمتری دارند ، و همچنین افرادی که پروژه های بزرگ سرمایه گذاری پیش رو دارند ، سوق دهد. این امر باعث می شود سطح سرمایه گذاری واقعی شرکت در شرایط کامل اطلاعات و بدون محدودیت تأمین مالی پایین تر از حد انتظار باشد [19]. دوم ، هزینه های تأمین مالی بالا و تأمین مالی سهام کافی خارجی نیز فعالیت های تحقیق و توسعه نوآورانه یک شرکت را مهار می کند. از آنجا که فعالیت های تحقیق و توسعه نوآورانه دارای ویژگی های سرمایه گذاری اولیه بزرگ ، تشکیل آهسته بهره وری و عدم اطمینان زیاد جریان نقدی در آینده است ، هنگامی که تأثیر مالی ناشی از سفت شدن محدودیت های تأمین مالی شرکت ها از ظرفیت بافر سرمایه در گردش خود فراتر می رود ، شرکت مجبور می شودبرای کاهش سطح سرمایه گذاری تحقیق و توسعه نوآوری خود ، بنابراین مانع از افزایش TFP می شود [1]. سوم ، محدودیت های تأمین مالی همچنین ممکن است باعث شود شرکت ها به تأخیر بیفتند یا به روزرسانی تجهیزات تولیدی موجود را رها کنند. سرانجام ، شرکت هایی که فاقد سرمایه عدالت کافی هستند ، به سرعت در دستیابی به اقتصاد مقیاس و مزایای تخصصی به سرعت مشکل دارند ، بنابراین به دست آوردن مزیت در رقابت طولانی مدت در بازار یک چالش است. به طور خلاصه ، این مقاله فرضیه زیر را تهیه می کند:
- فرضیه: معاملات حاشیه ای به سبک چینی با افزایش عدم تقارن اطلاعات و محدودیت های تأمین مالی ، بر TFP شرکتهای ذکر شده تأثیر منفی می گذارد.
طرح تحقیقات تجربی
راه اندازی مدل
اصلاحات در بازار سهام در بازار سهام چین یک شوک سیاست برون زا است. علاوه بر این ، به تدریج دامنه معاملات حاشیه ای را گسترش می دهد (در جدول 1 گسترش قبلی معاملات حاشیه ای در بازار A-Share) ، که به خوبی شرایط استفاده از یک مدل تفاوت در فاصله (DID) را برآورده می کند.[32]بنابراین ، این مقاله مدل داده های پانل بعدی را برای بررسی اثرات معاملات حاشیه ای در TFP شرکتهای ذکر شده انجام می دهد: (1) که متغیر وابسته TFPآی تیبهره وری کل عامل شرکت ذکر شده I در سال t است. حاشیه متغیر مستقلآی تییک متغیر ساختگی برای تجزیه و تحلیل DID است. ارزش شرکت I که در معاملات حاشیه سهام زیرین از سال T + 1 درج شده است ، 1 است و در غیر این صورت 0 است. کنترلk ، i ، tمتغیرهای کنترل را نشان دهید ، و K تعداد متغیرهای کنترل است. تومنو vحرفمتغیرهای ساختگی به ترتیب برای اثرات ثابت شرکت و سال هستند. εآی تیخطای باقیمانده است ؛α یک اصطلاح ثابت است. و β و γkضرایب رگرسیون هستند. ما روی ضریب رگرسیون β تمرکز می کنیم ، که نشان دهنده تفاوت در TFP بین گروه آزمایش (حاشیه استآی تی= 1) و گروه کنترل (حاشیهآی تی= 0). مطابق با فرضیه این مقاله ، ما انتظار داریم که ارزش تخمین زده شده ضریب رگرسیون β در مدل (1) به طور قابل توجهی منفی باشد ، یعنی اینکه تجارت حاشیه اساساً سطح TFP شرکتهای ذکر شده را کاهش می دهد. به عبارت دیگر ، تأثیر خالص اصلاحات در حاشیه در TFP شرکت های ذکر شده به طور قابل توجهی منفی است.
گزینه های باینری...
ما را در سایت گزینه های باینری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : سحر زکریا
بازدید : 35
تاريخ : دوشنبه
13 شهريور
1402 ساعت: 21:17