داستان جلد آگوست: روانشناسی و سرمایه گذاری: بازی های ذهن

ساخت وبلاگ

ترس و تعصب یک سرمایه گذار می تواند تأثیر بیشتری بر تصمیمات خود داشته باشد تا اصول. اندرو هولت نگاه می کند که چرا درک روانشناسی می تواند شما را به یک سرمایه گذار بهتر تبدیل کند.

ترس و تعصب یک سرمایه گذار می تواند تأثیر بیشتری بر تصمیمات خود داشته باشد تا اصول. اندرو هولت نگاه می کند که چرا درک روانشناسی می تواند شما را به یک سرمایه گذار بهتر تبدیل کند.

  • به اشتراک گذاری در LinkedIn به اشتراک گذاری در توییتر از طریق ایمیل چاپ ایمیل به اشتراک بگذارید

قیمت دارایی همه چیز مربوط به اصول است. این یک حقایق واضح سرمایه گذاری است. مدارس تجاری پیشرو این موضوع را به عنوان یک اصل اصلی و بدون تردید آموزش می دهند ، با این که انواع آموخته ها از مدارس تجاری مذکور برای جابجایی به شهر برای اجرای تمام دانش عاقلانه خود در شرکت های مدیر دارایی استفاده می کنند.

اما اگر این خانه ای است که روی شن و ماسه ساخته شده است ، چه می شود؟چه می شود اگر چیز دیگری وجود داشته باشد که به قیمت گذاری دارایی و نتایج بازار کمک کند ، که ارتباط چندانی با اصول ندارد ، اما در عوض همه در روسای سرمایه گذاران است؟یعنی این ذهن است که سرمایه گذاری را شکل می دهد.

هوارد ماركس ، نویسنده Mastering of the Market Cycle ، رویکرد روانشناختی را برای سرمایه گذاری اتخاذ می كند. ادعای وی این است که بازار بسیار روانشناختی است و نوسانات بازار معمولاً توسط رفتار ایجاد می شود تا تجزیه و تحلیل اساسی.

وی می گوید: "مهمترین چیزی که آنها در دانشکده تجارت به شما آموزش نمی دهند روانشناسی است."وی با برجسته کردن اینکه چرا این مهم است ، او یک تاریخچه سرمایه گذاری گلدان را ارائه می دهد: "اگر به عقب برگردید و در 50 سال گذشته به نموداری از اقتصاد [ایالات متحده] نگاه کنید ، روند صعودی و واگرایی متوسط از این روند دارد."

یک ذهن بی ثبات

ماركس می گوید اگر نتایج شركت را در همین مدت تجزیه و تحلیل كنید ، آنها بالا می روند و آنها پایین می روند ، اما به شدت تر می شوند."اگر اقتصاد 2 ٪ رشد داشته باشد ، سود 10 ٪ افزایش می یابد. اگر اقتصاد 20 ٪ رشد داشته باشد ، سود 30 ٪ افزایش می یابد. و اگر اقتصاد 2 ٪ کاهش یابد ، برای یک شرکت معمولی 15 ٪ کاهش می یابد و غیره.

وی می افزاید: "بنابراین نمودار سود بسیار بی ثبات تر از نمودار اقتصاد است.""و پس از آن اگر به نمودار بازار سهام نگاه می کنید ، بالا و پایین است. چرا؟تفاوت در چیست؟تفاوت روانشناسی است. "

و وقتی صحبت از سرمایه گذاری می شود ، به دلیل این عامل روانشناختی ، تصویر پیچیده می شود. او می گوید: "مردم به ندرت آنچه را که قرار است انجام دهند انجام می دهند."وی گفت: "غالباً آنها نسبت به رویدادهایی که در حال توسعه هستند ، واکنش نشان می دهند. و این واکنش شدید باعث نوسانات شدید می شود. بعضی اوقات آنها به هیچ وجه بیش از حد عمل نمی کنند ، و گاهی اوقات آنها همانطور که باید واکنش نشان نمی دهند. "

دیدگاه ماركس ، کمی شبیه نام سیاسی او ، کاملاً انقلابی به نظر می رسد. مشاهدات وی حاکی از نیاز سرمایه گذاران برای درک بازارها از منظر روانشناختی است.

او با استناد به فیزیکدان ریچارد فاینمن ، فیزیکدان فراتر می رود."اگر الکترون ها احساساتی داشته باشند ، فیزیک بسیار سخت تر خواهد بود."

ماركس می افزاید كه مردم احساسات دارند و مردم به ندرت آنچه را كه قرار است انجام دهند انجام می دهند."آنها غالباً نسبت به حوادثی که در حال توسعه هستند واکنش نشان می دهند و این واکنشهای شدید باعث این نوسانات شدید می شوند."

یک برش کوتاه

بنابراین ، بعد انسان به ناچار همیشه چهره سرمایه گذاری را شکل می دهد.

پل کراون ، یک اقتصاددان رفتاری ، با قرار دادن گوشت فکری بر روی این ، می گوید: "نوعی تفکر اقتصادی وجود دارد که می گوید همه ما منطقی ، منطقی ، تحلیلی ، داده ها و مبتنی بر شواهد هستیم. آنچه علم رفتاری نشان می دهد این است که ما به دلایل زیادی تصمیم می گیریم. ما کوتاه مدت ذهنی را انجام می دهیم ، آنچه روانشناسان به عنوان اکتشافی شناخته می شوند. من دوست دارم به آنها فکر کنم که تعصب دارند. "

و چنین تعصب در سرمایه گذاری مهم است."وقتی همه شروع به فکر کردن به همان روش می کنند ، خطرناک است. از نظر سرمایه گذاری ، بنابراین ، تعصبات ما مهم هستند. "او به عنوان مثال استناد می کند: "اثر باند در سرمایه گذاری یا غریزه گله ، ایده ای است که شما انتخاب می کنید آنچه را که دیگران انجام می دهند دنبال کنید زیرا آنها باید کاری را که شما نمی دانید یا چیز بهتری می دانند.

"و در اعداد قدرت وجود دارد. و اگر اشتباه می کنم ، نمی خواهم ایستادگی کنم. جالب اینجاست که در بازارها این امر می تواند منجر به حباب های بازار مالی شود. "

علاوه بر این ، آنها نه تنها به حباب منجر می شوند بلکه غریزه گله خود را تکرار می کند ، همانطور که تاریخچه بازار سهام نشان می دهد.

یک تعصب دیگر وجود دارد که کراون مشخص می کند: "تعصب عقب نشینی چیزی است که همه ما به آن مقصر هستیم: همه ما متخصص با عقب هستیم."

روانشناسی بازار

پروفسور ریچارد تالر از دانشکده بازرگانی دانشگاه شیکاگو و اقتصاددان پشت تئوری "گنگ" نیز در بازارها و رفتار بازار مطالعه کرده است. او دیدگاه شکاک تر از دیدگاه روانشناسی بازارها دارد. وی می گوید: "وقتی مردم در مورد" روانشناسی بازار "صحبت می کنند ، اغلب به نوبت های غیرقابل پیش بینی در احساسات بازار اشاره می کنند.

تالر می افزاید: "این یک اشتباه است ، فکر می کند که چنین عواملی بی ربط هستند ، اما این یک اشتباه است که فکر کنید می توانید پول در تلاش برای پیش بینی زمان تغییر آنها بدست آورید. سهام به اصطلاح Meme برای خیلی طولانی تر از آنچه انتظار می رفت بالا باقی مانده بود ، و فروشندگان کوتاه یا از بین رفتند یا صبر از دست دادند.

وی می گوید: "نظر من این است که قیمت سهام می تواند برای مدت طولانی از اصول - به نوعی تعریف شده - منحرف شود ، اما این ممکن است فرصتی برای سودآوری ایجاد نکند."

ماركس می گوید ، اما همه مشکلات سرمایه گذاری به اوج روانشناختی و كمكهای منعكس شده در بازار نرسیده اما می تواند به چیزی نزدیک به روانشناسی هوبریس برسد."بیشتر سرمایه گذاران نمی توانند آینده را بهتر از هر کس دیگری ببینند. و تلاش برای پیش بینی آینده موفقیت سرمایه گذاری نخواهد بود.

"یکی از قهرمانان من [اقتصاددان] JK گالبرایت گفت:" ما دو نوع پیش بینی کننده داریم: کسی که نمی داند ، و کسانی که نمی دانند آنها نمی دانند. "

این یک تاد دونالد رامسفلد ، در سخنرانی مشهور ناشناخته خود ، اما نکته جدی در مورد روانشناسی سرمایه گذاری را مطرح می کند. روندهای سرمایه گذاری آینده یکی از آنها در وصل شدن و سوء استفاده از آن باز است.

ماركس می افزاید: "حقیقت این است كه آینده نامشخص است.""و با این حال ، چه چیزی سرمایه گذاری می کند ، اما به کار می رود برای آینده. بیشتر سرمایه گذاران طوری عمل می کنند که گویی می توانند آینده را ببینند و تصمیمات سرمایه گذاری خود را بر اساس نظر خود در مورد آینده پایه گذاری کنند. این خطرناک است ، زیرا اگر معلوم شود که آنها نمی توانند ، همانطور که معتقدم ، مشکل وجود دارد. "

با حمایت از دیدگاه خود ، ماركس به گفتگوهایی كه قبلاً با یك دوست مشهور داشت ، اشاره می كند."وارن بوفه یک بار به من گفت ،" برای اینکه یک قطعه اطلاعات مطلوب باشد ، باید دو معیار را برآورده کند: باید مهم باشد و باید شناخت باشد. "

ماکرو بسیار مهم است: چگونه می توانید رویکرد خود را بر روی کلان پایه گذاری نکنید؟من می گویم بله ، اما قابل تشخیص نیست. سپس با استفاده از رویکرد خود در کلان ، اتلاف وقت یا بدتر است. "

این سرگردان در قلمرو است که برخی از جوهر سرمایه گذاری را زیر سوال می برد ، اما پایه و اساس آن را در یک روانشناسی خاص سرمایه گذاری دارد.

همچنین چیز دیگری را برجسته می کند. یوان مونرو، مدیر اجرایی مدیریت سرمایه گذاری نیوتن، هشدار می دهد که باید مرزی بین حدس و گمان که می توان آن را به عنوان آن در نظر گرفت و سرمایه گذاری ایجاد کرد.

من نظر یک متخصص رمزارز را دیده ام که می گوید خروج کف از بازار کریپتو چیز خوبی بود. شاید او باید مراقب باشد که چه آرزویی دارد.»

مونرو می افزاید: «به نظر من، کف در بازار زمانی است که انتظار رشد بیش از حد بلندپروازانه برای سود یک شرکت ممکن است نیاز به بازنگری داشته باشد. این منجر به تغییر در ارزش گذاری می شود، اما اصل سرمایه گذاری هنوز وجود دارد. من به طور جدی نگران هستم که نسلی به شدت با سفته بازی سوخته و متعاقباً سرمایه گذاری را رد کنند.

این همه در ذهن است

روش دیگر نگاه به این موضوع این است که سرمایه گذاری از چه منظری روانی نیست. نکته ای که توسط مادلین کینگ، رئیس تحقیقات درجه سرمایه گذاری جهانی در مدیریت سرمایه گذاری حقوقی و عمومی بیان شده است. کینگ می گوید: «همه چیز در سرمایه گذاری توسط مقدار مشخصی از روانشناسی هدایت می شود.

ما هنوز یک بازار کاملا الگوریتم محور نیستیم. تصمیمات انسانی زیادی گرفته می شود و تعصبات انسانی خاصی در آنجا وجود دارد. اگر به چیزهایی مانند ارزهای دیجیتال و برخی از حباب های بازار اخیر نگاه کنید، بدون فکر کردن به روانشناسی سرمایه گذار، دشوار است که به آن فکر کنید. چیزهای کمی در طول تاریخ وجود دارد که شما به آنها به عنوان حباب دارایی نگاه کنید، اما بگویید: "در آن زمان که توسط عوامل بنیادی هدایت می شد". به ندرت اتفاق می افتد. این معمولاً انتظارات متورم است و ناشی از ترس از دست دادن است، زیرا مردم واقعاً معتقدند این چیز بزرگ بعدی است.

بنابراین، حباب های مالی نمی توانند چیزی بیش از هیستری روانی جمعی باشند. کریون می گوید: «نمونه هایی در حین حباب های مالی وجود دارد که بازارها نه به دلیل عوامل بنیادی بلکه به دلیل احساسات، احساسات و طمع به سمت بالا هدایت می شوند.«شاید حباب فناوری دهه 1990 نمونه خوبی باشد که در آن بیشتر هر چیزی که مبتنی بر فناوری بود افزایش قیمت پیدا کرد و حباب ایجاد کرد. و اگرچه در آن زمان مردم می گفتند که این ارزش گذاری ها موجه است، قیمت ها افزایش یافت.

کراون می گوید نمونه مورد علاقه وی از این شیدایی ارتباطات نوریس است که برای ساخت دستگاه های ضبط الکترونیکی استفاده می شود."این از موج اول حباب فناوری یا در واقع موج دوم لذت نمی برد. در سال 1999 ، آخرین سال حباب ، نام خود را به E Digital تغییر داد - و از تغییر نام قیمت سهام خود شروع به افزایش کرد. از 6cent به اوج 24 دلار رفت. و هیچ چیز واقعاً تغییر نکرده است ، جدا از نام آن ، که به مردم یادآوری می کند که این یک شرکت فناوری است. امروز معامله نمی شود. "

یکی از راه های جلوگیری از این همه این است که سرمایه گذاران از تعصبات خود آگاه باشند. کراون می گوید: "فقط آگاهی از تعصبات ما بسیار مفید است ، این باعث می شود که از دم خارج شود."

سهام را شناسایی کنید

در نظر گرفتن جنبه روانشناختی سرمایه گذاری می تواند فرصت هایی وجود داشته باشد. تخصص پروفسور تالر به این معنی است که او پول خود را در جایی که مغز خود قرار داده است ، استفاده کرده و از روانشناسی سرمایه گذاری به روشی خاص سوء استفاده می کند.

وی گفت: "در این بنگاه که من به آن کمک کردم ، مدیریت دارایی فولر و تالر در سان ماتئو ، از بودجه رفتاری استفاده می کنیم تا در درجه اول در سهام کوچک و میانی ایالات متحده سرمایه گذاری کنیم. ما سعی می کنیم سهام را که سرمایه گذاران و تحلیلگران انتظارات مغرضانه ای دارند ، شناسایی کنیم. ما در کلاه کوچک سرمایه گذاری می کنیم زیرا فکر می کنیم بخشی از بازار کارآمدتر است. "

اگرچه برخی از رویکردهای سرمایه گذاری روانشناسی بازار ایده های عجیب و غریب ارائه می دهند. یکی این است که تمرکز بر روی یک ذهنیت برنده در همه زمان ها در هر شرایطی باعث می شود سرمایه گذاران در بازار ضرب و شتم کنند. این در محیط فعلی فایده ای نخواهد داشت.

این یک چالش جدی برای روانشناسی گسترده تر رویکرد سرمایه گذاری در چشم انداز کلان اقتصادی و اقتصادی فعلی با چالش هایی در جبهه های بی شماری است: افزایش تورم و چشم انداز قوی رکود اقتصادی به وضوح همه در ذهن نیست.

این چالش ها به همان اندازه واقعی هستند که می آیند. و آنها اصول هستند. آنها ممکن است نادرست اندازه گیری یا ارزیابی شده باشند ، اما در نهایت ، اصول کار خود را انجام داده اند.

بنابراین چه چیزی می توانیم از بازارها و روانشناسی در این زمینه فعلی بسازیم؟

تالر می گوید: "بارها مانند این ، با نوسانات بالا و عدم اطمینان زیاد می تواند در اصل اوقات خوبی برای سرمایه گذاران نظم و انضباط با استراتژی های فعال باشد. اگر یک فرآیند سرمایه گذاری صوتی دارید ، این زمان های ایده آل است. مطمئناً سهام و اوراق قرضه ارزان تر از ابتدای سال است ، بنابراین زمان خوبی برای سرمایه گذاری است. "

بنابراین ، این قدم به یک رویکرد استراتژی سنتی است: داشتن یک سرمایه گذاری مناسب که کار می کند. چه توصیه هایی می تواند مانند پروفسور تالر هنگام پرداختن به روانشناسی این همه به سرمایه گذاران نهادی بدهد؟

"یک استراتژی داشته باشید که به نظر می رسد در مدت زمان طولانی کار می کند و سپس مشتریانی را که صبر دارند جذب می کنند. سرمایه گذاران ، خرده فروشی و نهادی ، اغلب مدیران آتش نشانی درست همانطور که بازده آنها بالا می رود. "

این امر به خوبی می تواند به عنوان یک هشدار گسترده خوانده شود: از روانشناسی سرمایه گذاری آگاه باشید ، اما اصول را نادیده نگیرید و مطمئناً استراتژی گسترده تر سرمایه گذاری را فراموش نکنید.

  • دارایی رفتاری
  • مدیریت سرمایه گذاری حقوقی و عمومی (LGIM)
  • سهام

این را به اشتراک بگذارید

  • به اشتراک گذاری در LinkedIn به اشتراک گذاری در توییتر از طریق ایمیل چاپ ایمیل به اشتراک بگذارید
گزینه های باینری...
ما را در سایت گزینه های باینری دنبال می کنید

برچسب : نویسنده : سحر زکریا بازدید : 32 تاريخ : دوشنبه 13 شهريور 1402 ساعت: 20:56