این صفحه توسط جغد در دانشگاه پوردو برای شما آورده شده است. هنگام چاپ این صفحه ، باید کل اعلامیه حقوقی را درج کنید.
کپی رایت © 1995-2018 توسط آزمایشگاه نوشتن و جغد در دانشگاه پوردو و دانشگاه پوردو. کلیه حقوق محفوظ است. این ماده ممکن است بدون مجوز منتشر ، تکثیر ، پخش ، بازنویسی یا توزیع مجدد شود. استفاده از این سایت پذیرش شرایط و ضوابط استفاده منصفانه ما است.
این منابع جغد به شما در توسعه و اصلاح استدلال ها در نوشتن خود کمک می کند.
سه نوع تجدید نظر بلاغی یا استراتژی های اقناعی وجود دارد که در استدلال ها برای حمایت از مطالبات و پاسخ به استدلال های مخالف استفاده می شود. یک استدلال خوب به طور کلی از ترکیبی از هر سه درخواست تجدید نظر برای تشکیل پرونده خود استفاده می کند.
آرم
آرم ها یا تجدید نظر به عقل به منطق یا عقل متکی است. آرم ها اغلب به استفاده از استدلال القایی یا قیاسی بستگی دارد.
استدلال استقرایی یک مورد یا حقایق نماینده خاص را به خود اختصاص می دهد و سپس تعمیم یا نتیجه گیری از آنها را به دست می آورد. استدلال القایی باید براساس مقدار کافی شواهد قابل اعتماد باشد. به عبارت دیگر ، حقایقی که شما به آن جلب می کنید باید عادلانه وضعیت یا جمعیت بزرگتر را نشان دهد. مثال:
توافق نامه های تجارت عادلانه کیفیت زندگی برای تولید کنندگان قهوه را افزایش داده است ، بنابراین می توان از توافق نامه های تجاری منصفانه برای کمک به سایر کشاورزان نیز استفاده کرد.
در این مثال از مورد خاص توافق نامه های تجاری منصفانه با تولید کنندگان قهوه به عنوان نقطه شروع ادعا استفاده می شود. از آنجا که این توافق نامه ها کار کرده اند ، نویسنده نتیجه می گیرد که می تواند برای سایر کشاورزان نیز کار کند.
استدلال قیاسی با تعمیم شروع می شود و سپس آن را در یک مورد خاص اعمال می کند. تعمیم که با آن شروع می کنید باید بر اساس مقدار کافی از شواهد قابل اعتماد بنا شده باشد. نمونه:
بذرهای اصلاح شده ژنتیکی باعث فقر ، گرسنگی و کاهش تنوع زیستی در هر جایی که معرفی شده اند ، بنابراین هیچ دلیلی وجود ندارد که وقتی دانه های ذرت اصلاح شده ژنتیکی در مکزیک معرفی می شوند ، همین اتفاق رخ نخواهد داد.
در این مثال ، نویسنده با ادعای بزرگی شروع می کند ، که بذرهای اصلاح شده ژنتیکی در همه جا مشکل ساز بوده اند و از این طریق نتیجه گیری بومی تر یا خاص تر است که مکزیک به همان روش تحت تأثیر قرار می گیرد.
از اشتباهات منطقی خودداری کنید
اینها برخی از خطاهای متداول در استدلال است که منطق استدلال شما را تضعیف می کند. همچنین ، مراقب این لغزش ها در استدلال های افراد دیگر باشید.
شیب لغزنده: این نتیجه گیری بر اساس این فرض است که اگر اتفاق بیفتد ، در نهایت از طریق یک سری مراحل کوچک ، از طریق B ، C. x ، y ، z نیز اتفاق می افتد ، اساساً با A و Z. نمی خواهم Z رخ دهد که باید مجاز به وقوع باشد. مثال:
اگر ما هامرز را ممنوع کنیم زیرا آنها برای محیط زیست بد هستند ، سرانجام دولت همه اتومبیل ها را ممنوع می کند ، بنابراین نباید هامرز را ممنوع کنیم.
در این مثال نویسنده در حال ممنوعیت ممنوعیت هومرها با ممنوعیت همه اتومبیل ها است ، که این یک چیز نیست.
تعمیم عجولانه: این نتیجه گیری بر اساس شواهد ناکافی یا مغرضانه است. به عبارت دیگر ، شما قبل از اینکه تمام حقایق مربوطه را داشته باشید ، به نتیجه می روید. مثال:
حتی اگر فقط روز اول باشد ، می توانم بگویم که این یک دوره کسل کننده خواهد بود.
در این مثال ، نویسنده در حال ارزیابی خود از کل دوره فقط در یک کلاس است و در روز اول که برای اکثر دوره ها بسیار کسل کننده و پر از کارهای خانه داری است. برای انجام یک ارزیابی عادلانه و معقول ، نویسنده باید در چندین کلاس شرکت کند ، و احتمالاً حتی کتاب درسی را نیز بررسی کند ، با استاد صحبت کند ، یا با دیگران که قبلاً دوره را تمام کرده اند صحبت کنید تا شواهد کافی داشته باشند تا بتوانند نتیجه گیری را پایه گذاری کنند.
hoc ergo proper hoc: این نتیجه گیری است که فرض می کند اگر "a" بعد از "b" رخ داده باشد ، "b" باید باعث "A." شود. مثال:
من آب بطری نوشیدم و اکنون بیمار هستم ، بنابراین آب باید مرا بیمار کرده است.
در این مثال ، نویسنده فرض می کند که اگر یک رویداد به طور مزمن از دیگری پیروی کند ، رویداد اول باید باعث دوم شود. اما این بیماری می تواند شب قبل توسط Burrito ایجاد شود ، یک اشکال آنفولانزا که روزها روی بدن کار می کرد ، یا یک ریختگی شیمیایی در سراسر دانشگاه. هیچ دلیلی ، بدون شواهد بیشتر ، برای فرض آب باعث بیمار شدن فرد نشده است.
مغالطه ژنتیکی: نتیجه گیری مبتنی بر این استدلال است که منشأ شخص ، ایده ، مؤسسه یا نظریه شخصیت ، ماهیت یا ارزش آن را تعیین می کند. مثال:
سوسک فولکس واگن یک ماشین شیطانی است زیرا در ابتدا توسط ارتش هیتلر طراحی شده است.
در این مثال نویسنده با شخصیت افرادی که ماشین را ساخته اند ، شخصیت یک ماشین را برابر می کند.
التماس ادعا: نتیجه گیری که نویسنده باید اثبات کند در این ادعا تأیید شده است. مثال:
زغال سنگ کثیف و آلاینده باید ممنوع باشد.
استدلال می کند که زغال سنگ زمین را آلوده می کند و بنابراین باید ممنوع باشد ، منطقی خواهد بود. اما نتیجه گیری که باید اثبات شود ، که زغال سنگ باعث آلودگی کافی برای ضمانت ممنوعیت استفاده از آن می شود ، قبلاً با اشاره به آن به عنوان "کثیف و آلاینده" در این ادعا فرض شده است.
استدلال دایره ای: این استدلال را به جای اثبات آن ، دوباره بیان می کند. مثال:
جورج بوش ارتباط دهنده خوبی است زیرا او به طور مؤثر صحبت می کند.
در این مثال نتیجه گیری مبنی بر اینکه بوش یک "ارتباط خوب" است و شواهدی که برای اثبات آن "او به طور مؤثر صحبت می کند" استفاده می شود ، اساساً همان ایده است. شواهد خاص مانند استفاده از زبان روزمره ، تجزیه مشکلات پیچیده یا نشان دادن نکات وی با داستانهای طنز برای اثبات نیمی از جمله لازم است.
یا/یا: این نتیجه گیری است که استدلال را با کاهش آن به دو طرف یا انتخاب بیش از حد ساده تر می کند. مثال:
ما می توانیم استفاده از اتومبیل را متوقف کنیم یا زمین را نابود کنیم.
در این مثال که در آن دو گزینه به عنوان تنها گزینه ها ارائه می شود ، اما نویسنده طیف وسیعی از گزینه ها را در بین توسعه فناوری پاک کننده ، سیستم های اشتراک گذاری خودرو برای نیازها و شرایط اضطراری یا برنامه ریزی بهتر جامعه برای دلسرد کردن رانندگی روزانه نادیده می گیرد.
AD Hominem: این حمله به شخصیت شخص است نه عقاید یا استدلال های آنها. مثال:
استراتژی های صلح سبز مؤثر نیستند زیرا همه هیپی های کثیف و تنبل هستند.
در این مثال نویسنده حتی استراتژی های خاصی را نامگذاری نمی کند ، صلح سبز پیشنهاد کرده است ، و این استراتژی ها را در مورد شایستگی های خود ارزیابی می کند. در عوض ، نویسنده به شخصیت های افراد گروه حمله می کند.
AD Populum: این یک جذابیت عاطفی است که به جای مسئله واقعی مورد نظر ، به مفاهیم مثبت (مانند میهن پرستی ، دموکراسی) یا منفی (مانند تروریسم یا فاشیسم) با مثبت (مانند میهن پرستی ، دموکراسی) یا منفی (مانند تروریسم یا فاشیسم) صحبت می کند. مثال:
اگر یک آمریکایی واقعی بودید ، از حقوق مردم حمایت می کنید تا وسیله نقلیه مورد نظر خود را انتخاب کنند.
در این مثال ، نویسنده با یک "آمریکایی واقعی" برابر است ، مفهومی که مردم می خواهند با آن در ارتباط باشند ، به ویژه در زمان جنگ ، با این امکان که به مردم اجازه می دهد وسیله نقلیه مورد نظر خود را خریداری کنند ، حتی اگر هیچ ارتباط ذاتی بین این دو وجود نداشته باشد.
شاه ماهی قرمز: این یک تاکتیک انحرافی است که از مسائل کلیدی جلوگیری می کند ، اغلب با جلوگیری از مخالفت با استدلال ها به جای پرداختن به آنها. مثال:
سطح جیوه در غذاهای دریایی ممکن است ناامن باشد ، اما ماهیگیران برای حمایت از خانواده های خود چه می کنند.
در این مثال نویسنده بحث را از ایمنی غذا دور می کند و در عوض در مورد یک مسئله اقتصادی ، معیشت کسانی که ماهی می گیرند ، صحبت می کند. در حالی که یک مسئله ممکن است بر دیگری تأثیر بگذارد ، این بدان معنا نیست که ما باید به دلیل پیامدهای احتمالی اقتصادی برای چند نفر ، مسائل احتمالی ایمنی را نادیده بگیریم.
اخلاق
اخلاق یا جذابیت اخلاقی مبتنی بر شخصیت ، اعتبار یا قابلیت اطمینان نویسنده است. روش های زیادی برای ایجاد شخصیت و اعتبار خوب به عنوان نویسنده وجود دارد:
- فقط از منابع معتبر و معتبر برای ایجاد استدلال خود استفاده کرده و آن منابع را به درستی ذکر کنید.
- با بیان دقیق موقعیت مخالف به خواننده احترام بگذارید.
- با مخاطبان خود زمینه مشترک برقرار کنید. بیشتر اوقات ، این کار را می توان با تصدیق ارزش ها و عقاید به اشتراک گذاشته شده توسط افراد در هر دو طرف استدلال انجام داد.
- در صورت لزوم برای انجام تکالیف ، فاش کنید که چرا به این موضوع علاقه دارید یا چه تجربیات شخصی را با موضوع داشته اید.
- استدلال خود را به روش منطقی و آسان دنبال کنید. شما می توانید از روش منطق Toulmin یا یک الگوی ساده مانند نظم زمانی ، به طور کلی تا دقیق ترین نمونه ، اولین تا جدیدترین نمونه و غیره استفاده کنید.
- استدلال را تصحیح کنید. بسیاری از اشتباهات گرامر بی دقتی به عنوان نویسنده در شخصیت شما شک می کنند.
پاتوس
پاتوس یا جذابیت عاطفی ، به نیازهای مخاطب ، ارزشها و حساسیتهای عاطفی متوسل می شود. پاتوس همچنین می تواند به عنوان جذابیت برای مخاطبان به یک موضوع ، شواهد یا استدلال (به ویژه مناسب برای گفتمان دانشگاهی) درک شود.
استدلال بر عقل تأکید می کند ، اما به درستی مورد استفاده قرار می گیرد ، اغلب جایی برای احساسات نیز وجود دارد. جذابیت های عاطفی می تواند از منابعی مانند مصاحبه و داستانهای فردی برای ترسیم تصویری قانونی تر و متحرک تر از واقعیت استفاده کند یا حقیقت را روشن کند. به عنوان مثال ، گفتن داستان یک کودک مجرد که مورد آزار و اذیت قرار گرفته است ، ممکن است استدلال اقناعی تر از تعداد کودکانی که هر سال مورد آزار و اذیت قرار می گیرند ، ایجاد کند زیرا این امر چهره انسانی به اعداد می بخشد. استدلال های دانشگاهی به ویژه از درک پاتوس به عنوان جذابیت دانشگاهی مخاطب بهره می برد.
فقط از یک جذابیت عاطفی استفاده کنید اگر واقعاً از ادعایی که شما می کنید پشتیبانی کند ، نه به عنوان راهی برای منحرف کردن موضوعات واقعی بحث. یک استدلال هرگز نباید از احساسات برای بیان نادرست موضوع یا ترساندن مردم استفاده کند.
منابع
ارتباط
محوطه دانشگاه
- دانشکده و کارمندان
- منابع انسانی
- مشاغل
- دانشکده ها و مدارس
- فهرست راهنما
- نقشه دانشگاه
گزینه های باینری...
ما را در سایت گزینه های باینری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : سحر زکریا
بازدید : 38
تاريخ : شنبه
21 مرداد
1402 ساعت: 22:16