
کارآفرینان به طور سیستماتیک مهارت های خود را در هنگام موفقیت آمیز بیش از حد ارزیابی می کنند - اما شانس به تنهایی نمی تواند توضیح دهد که چگونه یک اقلیت برای ایجاد چندین مشاغل موفق پیش می رود.
Christopher Pike - Bloomberg/Getty Images
همه چشم ها به الون مسک است. هر صدای جیر جیر و حرکت او یک تیتر متریک ایجاد می کند. او چهره ای بسیار قطبی است ، اما برای بسیاری از ما مانند ما که در کارآفرینی و موفقیت در تجارت غوطه ور هستند ، او یک ابرقهرمان ، الهام بخش و یک الگوی نقش است که همه در یک پیچیده شده است.
او به دلیل اخلاق کاری به ظاهر فوق بشری ، توانایی او در به دست آوردن موفقیت به نوعی موفقیت در آستانه شکست و ورشکستگی ، اختلال در ایجاد اختلال و تغییر کل صنایع تریلیون دلاری ، و توانایی غیرقانونی وی در پیش بینی نه تنها آینده بلکه ایجاد آن را تحسین می کند. بشر
از PayPal گرفته تا SpaceX ، و تسلا تا Neuralink ، رشته سرمایه گذاری های کارآفرینی بسیار موفق وی بی نظیر است.
اما ماسک بیشتر از موفقیت های خود را مدیون تصادف تولد است. آنها فریاد می زنند: "مطمئناً او بسیار موفق است ،" او سفید در آپارتاید آفریقای جنوبی به یک پدر بسیار ثروتمند که صاحب یک معدن زمرد بود ، متولد شد. "
به عبارت دیگر ، چیزی برای تحسین وجود ندارد. او بسیار خوش شانس بود.
آیا ما از ثروتمندترین مرد جهان چیزهای زیادی برای یادگیری داریم یا واقعاً شانس چنین نقش اساسی در موفقیت دارد؟
در مورد دیگران چطور؟وارن بافت؟بیل گیتس؟اپرا وینفری؟
آیا این شانس بود که آنها را به ارتفاعات و وضعیت میلیاردر خود برد؟یا این کار سخت و تلاش بود؟
این یک موضوع لمس کننده استاین مستقیم به ریشه های اعتقادات ما در مورد "سزاوار بودن" در جامعه می رود. این دو موقعیت افراطی ، که یا همه شانس بود ، و بنابراین ناعادلانه و بدون درآمد ، یا همه کار سخت ، و بنابراین منصفانه و سزاوار ، در دو مخالف قطبی طیف قرار دارند.
بیایید با وارن بافت ، معروف به اوراکل اوماها بخاطر خرد و دیدنی خود و مهارت بی نظیر او در سرمایه گذاری بلند مدت ، شروع کنیم. اگر زندگی نامه او را بخوانید ، او اساساً تمام وقت خود را صرف خواندن گزارش های مالی می کند و به این فکر می کند که چه چیزی باید در آن سرمایه گذاری کند. با این حال ، خود بافت شرایط خوشبختی را که موفقیت وی را به وجود می آورد اذعان می کند:
"من شانس زیادی داشتم. فقط در دهه 1930 در ایالات متحده متولد شدم ... من هیچ ارتباطی با انتخاب ایالات متحده نداشتم! و داشتن ژن های مناسب برای موارد خاص ... در مورد من برای تخصیص سرمایه به نوعی سیمی بودم. "
بنابراین ، مکان و زمان تولد وی ، به همراه استعداد طبیعی او ، همان چیزی است که او به عنوان اصلی ترین کاتالیزورهای موفقیت وی می داند ، عواملی که کاملاً از کنترل وی خارج بودند.
وی ادامه می دهد: "فقط در مورد خودم ، من در سال 1930 با دو خواهر متولد شدم که اطلاعاتی و رانندگی دارند ، اما فرصت های یکسانی نداشتم ... اگر من سیاه می شدم ، آینده من کاملاً خواهد بودناهمسان. اگر من زن بوده ام ، آینده من کاملاً متفاوت خواهد بود. "
بنابراین ، او خوش شانس است که به عنوان رنگ و جنسیت مناسب به دنیا آمد. آیا وارن بافت سخت کار کرد؟آیا او 10،000 ساعت خود را گذاشته است؟کاملاً ، او انجام داد. اما او همچنین در یافتن آنچه در اوایل زندگی به طور طبیعی خوب است و تمایل به لذت بردن از آن خوش شانس بود.
در مورد بیل گیتس چطور؟آیا می دانید که او تنها تعداد معدودی از نوجوانان در آمریکا بود که در اواخر دهه 1960 به رایانه دسترسی داشت. آیا شما همچنین می دانید که مادرش در هیئت مدیره IBM بود و به او کمک کرد تا قراردادی را که منجر به یک رابطه پرسود با آنها برای شرکت تازه کار مایکروسافت شد ، بدست آورد؟
خوب ، پس در مورد اوپرا وینفری چیست؟
مطمئناً او گواهی بر قدرت رویای آمریکایی است. داستان دستمال او به ثروت به معنای واقعی کلمه است: او از پوشیدن یک کیسه سیب زمینی به عنوان لباس در دوران کودکی فقیر شده می سی سی پی روستایی خود ، به یکی از ثروتمندترین و تأثیرگذارترین افراد جهان رفت.
او چه شانس به نفع خود داشت؟
آنچه بیشتر در مورد اپرا نمی دانند این است که او یک نبوغ کودک بود ، با استعداد حیرت انگیز برای خواندن و صحبت کردن در سنین بسیار ابتدایی. او در سه سالگی در مقابل جماعت های عظیم در کلیساها صحبت می کرد! او در صحنه ، رادیو و تلویزیون طبیعی بود.
بنابراین ، آیا با اشاره به این شانس که این چهره های مشهور به نوعی موفقیت خود را باطل کردند؟آیا این بدان معنی است که ما چیزی برای یادگیری از آنها نداریم ، و این داستان های موفقیت و مطالعات موردی فقط نگاهی جالب در زندگی ثروتمندان و معروف یا مارک ها و شرکت هایی است که آن را بزرگ کرده اند؟
موفقیت همیشه در مورد افرادی است که از نقاط قوت و شرایطی که در طول سفر دارند استفاده می کنند.
ما این مزایای ناعادلانه را می نامیم.
در واقع ، همه ما مزایای ناعادلانه ای داریم. هیچ چیزی به عنوان زمین بازی در سطح وجود ندارد. هیچ خط شروع "یکنواخت" در زندگی وجود ندارد. همیشه عواملی وجود دارد که باعث می شود به کسی شروع کند ، یا یک پیچ و خم که آنها را به جلو سوق می دهد.
در کتاب جدید ما "مزیت ناعادلانه" ، این لبه ها را به پنج دسته تقسیم می کنیم. ما آن را چارچوب مایلز می نامیم. این مخفف مخفف است:
پول: سرمایه ای که دارید ، یا اینکه می توانید به راحتی جمع کنید.
هوش و بینش: ضریب هوشی ، EQ و خلاقیت.
مکان و شانس: بودن در مکان مناسب در زمان مناسب.
آموزش و تخصص: آموزش رسمی و همچنین خودآموزی شما.
وضعیت: مارک شخصی شما ، از جمله شبکه شما. این نحوه درک شما است.
این ضربه گیر است: هر مزیت (یا ضرر) یک شمشیر دو لبه است. به عنوان مثال ، داشتن پول کمی می تواند شما را خلاق تر و باهوش تر کند.
همه ما مزایای ناعادلانه داریم. اگر می توانید خود را شناسایی و از آن استفاده کنید ، می توانید موفقیت خود را پیدا کنید ، با این حال موفقیت را برای خود تعریف می کنید.
وقتی صحبت از الون مسک می شود ، نادرست است که او را به سادگی خوش شانس به تصویر بکشید. اگر به داستان او عمیق تر شیرجه بزنید ، سوءاستفاده از پدرش ، کودکی ناخوشایند و سالهای نوجوانی را می بینید که کار دستی سخت انجام می دهند و پس از انتقال به کانادا ، با مادر تازه طلاق خود ، با مادر تازه طلاق خود می پردازید.
همانطور که کارآفرین مایکل سوننفلد در مصاحبه اخیر گفت ، هر کارآفرین قدردانی نمی کند که چرا آنها موفق بودند ، زیرا برای هر شخصی که برنامه ای دارد ، همیشه شانس وجود دارد که نقش ایفا می کند. این فقط یک چیز آماری است که تعداد افراد دارای دو تجارت موفق به طرز چشمگیری کوچکتر از تعداد افراد دارای یک نفر است. برای اینکه افراد سه و چهار موفقیت داشته باشند ، در هزار کارآفرین به یک نفر کاهش می یابد.
کارآفرینان به طور سیستماتیک مهارت های خود را در هنگام موفقیت آمیز بیش از حد ارزیابی می کنند. هنگامی که آنها اولین تجارت موفق خود را می فروشند ، یک نتیجه واقعی وجود دارد و فرض می کنند که آنها به همان اندازه موفق خواهند بود.
و به همین دلیل تنها است که من معتقدم که شما نمی توانید عادلانه بگویید که موفقیت الون یک مسئله ساده است. شما چهار بار پشت سر هم خوش شانس نیستید.
بحث قدیمی در مورد سخت کوشی در مقابل لاک وقتی شروع به دیدن آن از طریق لنزهای مزایای ناعادلانه می کنید ، بعد جدیدی به خود می گیرد. مشک ، مانند همه افراد موفق ، به سادگی از او استفاده کرد.
ASH ALI و HASAN KUBBA نویسندگان مزیت ناعادلانه هستند (مطبوعات سنت مارتین ، 7 ژوئن)
نظرات بیان شده در بخش تفسیر Fortune. com صرفاً نظرات نویسندگان آنها است و عقاید و عقاید ثروت را منعکس نمی کند.
تفسیر بیشتر باید بخوانید که توسط Fortune منتشر شده است:
- چرا محکومیت اخیر یک پرستار می تواند بیمارستانهای آمریکا را حتی کمتر ایمن کند
- فیل پلاستیکی در هیئت مدیره آمازون
- واژگون کردن Roe v. Wade چیزی بیش از حمله به حقوق تولید مثل است
- احتکار شغلی در حال افزایش است - اما با هزینه ای می آید
- یک پرونده اخیر می تواند قوانینی را که از زمان لینکلن از کلاهبرداری محافظت می کند ، تضعیف کند
در لیست ایمیل ویژگی های Fortune ثبت نام کنید ، بنابراین بزرگترین ویژگی های ما ، مصاحبه های اختصاصی و تحقیقات را از دست ندهید.
گزینه های باینری...
ما را در سایت گزینه های باینری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : سحر زکریا
بازدید : 46
تاريخ : شنبه
21 مرداد
1402 ساعت: 19:14