هنر تجسمی خود را از طریق رسانه ها ، ایده ها ، مضامین و تخیل خلاقانه آشکار می کند. با این حال ، همه اینها به اصول ساختاری اساسی متکی هستند که ، مانند عناصری که ما مطالعه کرده ایم ، برای بیان صدا به بیان هنری ترکیب می شوند. ترکیب اصول در واژگان هنری خود نه تنها به شما امکان می دهد آثار هنری را که ممکن است درک نکنید ، به طور عینی توصیف کنید ، بلکه در جستجوی معنای آنها نیز کمک می کند.
اولین راه برای فکر کردن در مورد یک اصل این است که این چیزی است که می تواند به طور مکرر و قابل اعتماد با عناصر انجام شود تا نوعی اثر بصری در یک ترکیب ایجاد شود.
این اصول مبتنی بر پاسخ های حسی به ورودی بصری است: به نظر می رسد عناصر دارای وزن بصری ، حرکت و غیره هستند. این اصول به آنچه ممکن است هنگام تنظیم عناصر خاص به روشی خاص باشد ، حاکم می شوند. با استفاده از یک قیاس شیمی ، اصول شیوه هایی است که عناصر "به هم می چسبند" برای ساختن "شیمیایی" (در مورد ما ، یک تصویر). اصول می تواند گیج کننده باشد. حداقل دو روش بسیار متفاوت اما صحیح برای فکر کردن در مورد اصول وجود دارد.
از یک طرف ، از یک اصل می توان برای توصیف یک علت عملیاتی و جلوه ای مانند "چیزهای روشن به جلو و چیزهای کسل کننده فرو می رود" استفاده کرد. از طرف دیگر ، یک اصل می تواند یک استاندارد با کیفیت بالا را توصیف کند تا در آن تلاش کند مانند "وحدت بهتر از هرج و مرج" یا "کسالت های ضرب و شتم" در یک اثر هنری. بنابراین ، کلمه "اصل" می تواند برای اهداف بسیار متفاوت استفاده شود.
راه دیگر برای فکر کردن در مورد یک اصل این است که راهی برای بیان قضاوت ارزش در مورد یک ترکیب است. هر لیست از این تأثیرات ممکن است جامع نباشد ، اما برخی از آنها معمولاً مورد استفاده قرار می گیرند (وحدت ، تعادل و غیره). وقتی می گوییم یک نقاشی وحدت دارد ، ما داوری ارزش می کنیم. وحدت بیش از حد بدون تنوع خسته کننده است و تغییر بیش از حد بدون وحدت هرج و مرج است.
اصول طراحی به شما کمک می کند تا عناصر هنری را با دقت برنامه ریزی و سازماندهی کنید تا علاقه و توجه را به خود جلب کنید. این گاهی اوقات به عنوان تأثیر بصری گفته می شود.
در هر اثر هنری یک فرایند تفکر برای ترتیب و استفاده از عناصر طراحی وجود دارد. هنرمندی که با اصول ترکیب خوب کار می کند ، یک قطعه جالب تر ایجاد می کند. برای نشان دادن ریتم و حرکت دلپذیر ترتیب داده می شود. مرکز علاقه قوی خواهد بود و بیننده به دور نگاه نمی کند ، در عوض ، آنها به کار می روند. دانش خوبی از ترکیب در تولید آثار هنری خوب ضروری است. امروزه برخی از هنرمندان دوست دارند این قوانین را خم یا نادیده بگیرند و با این کار با اشکال مختلف بیان آزمایش می شوند. در صفحه زیر به بررسی اصول مهم در ترکیب می پردازد.
تعادل بصری
تمام آثار هنری نوعی تعادل بصری دارند - احساس وضوح وزنی ایجاد شده در یک ترکیب. این هنرمند تعادل را ترتیب می دهد تا پویایی یک ترکیب را تنظیم کند. یک نمونه واقعاً خوب در کار پیت موندریان است که نقاشی های انقلابی او در اوایل قرن بیستم از تعادل غیر اجباری به جای موضوع واقع گرایانه برای تولید قدرت بصری در کار خود استفاده می کرد. در مثالهای زیر می بینید که در جایی که مستطیل سفید قرار دارد ، تفاوت زیادی در نحوه فعال شدن صفحه تصویر ایجاد می کند.
تصویر توسط کریستوفر گیلدو. با اجازه استفاده می شود
مثال در بالا سمت چپ به سمت بالا وزن است و جهت گیری مورب شکل سفید به کل منطقه حس حرکت می دهد. مثال میانی بالا بیشتر به سمت پایین وزن می شود ، اما هنوز هم این حس را دارد که شکل سفید شناور است. در بالا سمت راست ، شکل سفید تقریباً از صفحه تصویر خارج است و بیشتر منطقه باقیمانده را از نظر بصری خالی می کند. اگر می خواهید احساس بلند بودن را منتقل کنید یا چشم بیننده را به بالای ترکیب هدایت کنید ، این ترتیب کار می کند. مثال پایین سمت چپ شاید کمترین پویا باشد: شکل سفید در پایین استراحت می کند و از لبه پایین افقی زمین تقلید می کند. حس کلی در اینجا آرام ، سنگین و بدون هیچ شخصیت پویا است. ترکیب میانی پایین به طور قاطع به سمت گوشه پایین سمت راست وزن می شود ، اما باز هم ، جهت گیری مورب شکل سفید حس حرکت را به همراه دارد. در آخر ، مثال پایین سمت راست شکل سفید را مستقیماً در وسط در محور افقی قرار می دهد. این از نظر بصری پایدارترین است ، اما فاقد هرگونه حس حرکت است. هنگام تعیین وزن بصری آثار هنری خاص ، به این شش نمودار مراجعه کنید.
سه شکل اساسی تعادل بصری وجود دارد:
متقارن
نامتقارن
شعاع
نمونه هایی از تعادل بصری. سمت چپ: متقارن. وسط: نامتقارن. سمت راست: شعاعی. تصویر توسط کریستوفر گیلدو. با اجازه استفاده می شود
تعادل متقارن از نظر بصری پایدارترین است و با یک طرح دقیق یا تقریباً دقیق - در هر دو طرف (یا هر دو) محور افقی یا عمودی صفحه تصویر مشخص می شود. ترکیبات متقارن معمولاً توسط یک عنصر لنگرگاه مرکزی حاکم است. نمونه های زیادی از تقارن در دنیای طبیعی وجود دارد که منعکس کننده یک بعد زیبایی شناختی است. چتر دریایی ماه متناسب با این توضیحات است. ارواح در برابر پس زمینه سیاه روشن شده است ، اما تقارن مطلق در طراحی آن.
چتر دریایی ماه ، (جزئیات). تصویر دیجیتالی توسط لوک ویاتور ، دارای مجوز توسط Creative Commons
اما ثبات ذاتی تقارن گاهی اوقات می تواند از کیفیت استاتیک جلوگیری کند. برای دیدن حرکت ضمنی شکل مرکزی Vajrakilaya ، نقاشی پیمایش تبت را مشاهده کنید. شلوغی بصری شکل ها و الگوهای اطراف شکل با تقارن ترکیبی آنها متعادل می شود و دیوار شعله در پشت کج Vajrakilaya به سمت راست می رود زیرا خود شکل به سمت چپ می چرخد. نقاشی های پیمایش تبت از تقارن شکل استفاده می کند تا نمادی از قدرت و حضور معنوی آنها باشد.
نقاشی های معنوی از فرهنگ های دیگر به دلایل مشابه از همین تعادل استفاده می کنند."مدونا از فروتنی" سانو دی پیترو ، که در حدود سال 1440 نقاشی شده است ، به طور مرکزی قرار دارد و کودک مسیح را در خود نگه می دارد و یک طرح مثلثی را تشکیل می دهد ، سر او را به سمت بالا و لباس جاری می کند و یک پایه گسترده در انتهای تصویر ایجاد می کند. هاله های آنها از نظر بصری با سرهای فرشتگان و قوس قاب تقویت می شوند.
سانو دی پیترو ، مدونا از فروتنی ، c. 1440 ، خلق و خوی و طلا و نقره ای روی پنل. موزه بروکلین ، نیویورک. تصویر در حوزه عمومی است
استفاده از تقارن در هنر سه بعدی نیز مشهود است. یک نمونه مشهور ، Arch Gateway در سنت لوئیس ، میسوری (در زیر) است. با بزرگداشت گسترش غربی ایالات متحده ، قاب استیل ضد زنگ آن بیش از 600 پا به هوا می رود قبل از اینکه به آرامی خم شود به زمین. مثال دیگر حوزه های کج ریچارد سرا (همچنین در زیر) است. چهار تخته عظیم از فولاد تقارن متمرکز را نشان می دهد و در حالی که در اطراف یکدیگر منحنی می شوند ، ابعاد ارگانیک را به خود اختصاص می دهند ، که تقریباً بالای سطح زمین قرار دارند.
Eero Saarinen ، Gateway Arch ، 1963-65 ، فولاد ضد زنگ ، ارتفاع 630. سنت لوئیس ، میسوری. تصویر دارای مجوز از طریق عوام خلاق
ریچارد سرا ، حوزه های کج ، 2002-04 ، فولاد کورن ، 14 "x 39 x 22". فرودگاه بین المللی پیرسون ، تورنتو ، کانادا. تصویر دارای مجوز از طریق عوام خلاق
عدم تقارن از عناصر ترکیبی استفاده می کند که از یکدیگر جبران می شوند و تعادل بینایی ناپایدار ایجاد می کنند. تعادل بینایی نامتقارن پویاترین است زیرا ساخت و ساز پیچیده تری ایجاد می کند. یک پوستر گرافیکی از دهه 1930 نشان می دهد که چگونه موقعیت یابی جبران و تضادهای قوی می تواند اثر بصری کل ترکیب را افزایش دهد.
پوستر از بایگانی کتابخانه کنگره. تصویر در حوزه عمومی است
زندگی کلود مونه با سیب و انگور از سال 1880 (در زیر) از عدم تقارن در طراحی خود استفاده می کند تا یک ترتیب غیرقانونی را زنده کند. اول ، او کل ترکیب را روی مورب تنظیم می کند و گوشه سمت چپ پایین را با یک مثلث تاریک قطع می کند. چیدمان میوه به نظر می رسد که به نظر می رسد ، اما عمداً بیشتر آن را در نیمه بالای بوم قرار می دهد تا به یک وزن بصری سبک تر برسد. او سبد تیره تر میوه را با رنگ سفید سفره متعادل می کند ، حتی برای تکمیل ترکیب ، چند سیب کوچکتر را در سمت راست قرار می دهد.
مونه و سایر نقاشان امپرسیونیستی تحت تأثیر چاپ های چوبی ژاپنی قرار گرفتند که مناطق مسطح مکانی و رنگ گرافیکی آنها به احساس طراحی هنرمند جذاب بود.
کلود مونه ، هنوز هم با سیب و انگور ، 1880 ، روغن روی بوم زندگی می کند. موسسه هنری شیکاگو. دارای مجوز تحت Creative Commons
یکی از مشهورترین هنرمندان چاپ ژاپنی آندو هیروشیگ است. شما می توانید قدرت طراحی عدم تقارن را در Woodcut Shinagawa در Tokaido (در زیر) ، یکی از مجموعه ای از آثار مشاهده کنید که به بررسی منظره اطراف جاده Takaido می پردازد. شما می توانید بسیاری از آثار او را از طریق لینک بالا مشاهده کنید.
هیروشیگ ، شیناگاوا در توکائیدو ، چاپ اوکایو-E ، پس از سال 1832. مجوز تحت Creative Commons
در شکل برجسته هنری مور شکل آلی شکل انتزاعی ، نورپردازی قوی و تعادل نامشخص به دست آمده از طریق عدم تقارن ، مجسمه را به یک نمونه قدرتمند در سه بعد تبدیل می کند.
هنری مور ، شکل در حال بازسازی ، 1951. برنز نقاشی شده. موزه فیتزویلیام ، کمبریج. عکس توسط اندرو دون و مجوز تحت Creative Commons
تعادل شعاعی حرکت از مرکز یک ترکیب به سمت لبه بیرونی یا برعکس را نشان می دهد. بارها تعادل شعاعی شکل دیگری از تقارن است که ثبات و نقطه تمرکز در مرکز ترکیب را ارائه می دهد. نقاشی های ماندالا بودایی این نوع تعادل را تقریباً به طور انحصاری ارائه می دهند. شبیه به نقاشی پیمایش که قبلاً مشاهده کردیم ، تصویر از یک چهره روح مرکزی به بیرون تابش می کند. در مثال زیر شش مورد از این ارقام وجود دارد که شکل ستاره را در وسط تشکیل می دهند. در اینجا ما تقارن مطلق در ترکیب داریم ، اما احساس حرکت توسط دایره های متمرکز در قالب مستطیل ایجاد می شود.
ماندالا تبت از شش چاکراوارتین ، ج. 1429-46. تبت مرکزی (Ngor Monestary). تصویر در حوزه عمومی است
نقاشی رافائل از Galatea ، یک پوره دریایی در اساطیر یونانی ، مجموعه ای از طرح های شعاعی را در یک ترکیب قرار می دهد. مورد اول ، چرخش چهره ها در پایین نقاشی است که دوم چهار کروبی است که در بالا گردش می کنند. کل کار جریان ارقام ، اندام و حرکت ضمنی است. همچنین به مثلث تثبیت کننده کلاسیک که با سر Galatea در اوج و موقعیت های دیگر چهره ها تشکیل شده است ، توجه کنید. کروبی که به صورت افقی در امتداد پایین ترکیب قرار دارد ، دایره دوم را تکمیل می کند.
رافائل ، گالاتیا ، نقاشی ، 1512. ویلا فارنینا ، رم. کار در حوزه عمومی است
در این بحث از تعادل بصری ، بین تولید طبیعی سیستم های ارگانیک و شکل نهایی آنها رابطه ای وجود دارد. این رابطه ریاضی و زیبایی شناسی است و به عنوان نسبت طلایی بیان می شود:
در اینجا نمونه ای از نسبت طلایی به شکل مستطیل و مارپیچ محصور شده توسط نسبت ها آورده شده است:
نسبت طلایی. تصویری از عوام ویکی پدیا و مجوز از طریق Creative Commons
دنیای طبیعی تعادل شعاعی را بیان می کند ، که از طریق نسبت طلایی ، در بسیاری از سازه های آن ، از کهکشان ها گرفته تا حلقه های درختی و امواج ناشی از ریختن سنگ روی سطح آب آشکار می شود. با مقایسه تصویر ماهواره ای ایزابل طوفان و یک تصویر تلسکوپی از کهکشان مارپیچی M51 در زیر ، می توانید این ساختار شعاعی آلی را در برخی از سیستم های طبیعی مشاهده کنید.
تصاویر توسط سرویس ملی هواشناسی و ناسا. تصاویر در حوزه عمومی قرار دارند.
یک پوسته حلزون ، که از ساکن آن غافلگیر شده است ، با همین نسبت جهانی شکل می گیرد و در این حالت رنگ سبز محیط اطراف آن را به خود می گیرد.
تصویر توسط کریستوفر گیلدو. با اجازه استفاده می شود
رابرت اسمیتسون ، هنرمند محیط زیست ، در سال 1970 ، جت مارپیچی ، یک کار خاکی از سنگ و خاک را ایجاد کرد. این اسکله نزدیک به 1500 پا به دریاچه بزرگ سالت در یوتا به عنوان سمبل درهم آمیختگی خود ما به بقیه جهان طبیعی امتداد دارد.
رابرت اسمیتسون ، جت مارپیچ ، 1970. تصویر توسط سورن هاروارد ، سی سی توسط SA
تکرار
تکرار استفاده از دو یا بیشتر از عناصر یا اشکال در یک ترکیب است. ترتیب سیستماتیک اشکال یا اشکال مکرر الگوی ایجاد می کند.
الگوهای ایجاد ریتم ، اثر بصری متن ترانه یا همگام سازی شده که به حمل بیننده و ایده هنرمند در طول کار کمک می کند. یک الگوی بصری ساده اما خیره کننده ، که در این عکس از باغ جیم ویلسون برای نیویورک تایمز ایجاد شده است ، رنگ ، شکل و جهت را به یک جریان ریتمیک از چپ به راست ترکیب می کند. تنظیم ترکیب بر روی مورب باعث افزایش احساس حرکت و درام می شود.
هنر سنتی فرهنگ بومی استرالیا از تکرار و الگوی تقریباً منحصراً هم به عنوان دکوراسیون و هم به معنای نمادین به تصاویر استفاده می کند. Coolamon ، یا کشتی حمل شده در زیر ، از پوست درخت ساخته شده است و با الگوهای تلطیف شده از نقاط رنگی که نشانگر مسیرها ، مناظر یا حیوانات است ، نقاشی شده است. می بینید که چگونه الگوهای نسبتاً ساده در سطح کار ، عایق های ریتمیک ایجاد می کنند. طراحی این قطعه خاص نشان می دهد که احتمالاً برای استفاده مراسم ساخته شده است. ما آثار بومی را در عمق بیشتری در ماژول "جهان دیگر" کشف خواهیم کرد.
Coolamon Softwood Aboriginal استرالیا با طراحی رنگ آکریلیک. دارای مجوز تحت Creative Commons
کادوهای ریتمیک در صورت تابع دیگران از شکل بصری پیچیده ای استفاده می کنند. عناصر خط و شکل به یک ماتریس رسمی که از ماهی قزل آلا در "Malila Diptych" آلفردو آرگوئین پشتیبانی می کند ، به یک ماتریس رسمی می پردازد. قوس های انتزاعی و مارپیچ های آب در مقیاس ، چشم و آبشش ماهی باز می گردند. Areguin در اینجا دو ضرب و شتم ریتمیک ایجاد می کند ، یعنی آب در پایین دست به سمت چپ و ماهی هایی که در راه بالادست با آن پرشور در مقابل آن می پرند.
آلفردو آرگوین ، مالیلا دیپتیچ ، 2003 (جزئیات). کمیسیون هنرهای ایالتی واشنگتن. تصویر دیجیتال توسط کریستوفر گیلدو. دارای مجوز تحت Creative Commons.
محیط نساجی به خوبی برای ترکیب الگوی در هنر مناسب است. پیچ و تاب نخ ها الگوهای طبیعی ایجاد می کنند که از طریق موقعیت ، رنگ و اندازه توسط بافنده دستکاری می شوند. فرهنگ Tlingit کلمبیای ساحلی بریتانیا ، پتوهای تشریفاتی دیدنی و جذاب را تولید می کند که توسط الگوهای گرافیکی و ریتم ها در اشکال حیوانات تلطیف شده از هم جدا شده توسط سلسله مراتب از شکل های هندسی متمایز می شوند. تقارن و کنتراست بالای طراحی در اثر آن خیره کننده است.
مقیاس و تناسب
مقیاس و نسبت اندازه نسبی یک فرم را در رابطه با دیگری نشان می دهد. روابط مقیاس اغلب برای ایجاد توهمات عمق در یک سطح دو بعدی استفاده می شود ، که شکل بزرگتر در مقابل کوچکتر است. مقیاس یک شی می تواند یک نقطه کانونی یا تأکید در یک تصویر را فراهم کند. در آبرنگ وینسلو هومر یک شوت خوب ، Adirondacks گوزن در پیش زمینه متمرکز شده و برای اطمینان از جایگاه اهمیت آن در این ترکیب برجسته شده است. در مقایسه ، یک پف کوچک دود سفید از یک تفنگ در پس زمینه مرکز سمت چپ وجود دارد ، تنها شاخص موقعیت شکارچی. برای نمایش بزرگتر روی تصویر کلیک کنید.
مقیاس و نسبت در طبیعت افزایشی است. آثار هنری همیشه به تفاوت های بزرگی در مقیاس متکی نیستند تا تأثیر بصری قوی داشته باشند. مثال خوب این ، شاهکار مجسمه سازی میکل آنژ از سال 1499 (در زیر) است. در اینجا مری پسر مرده خود را گهواره می کند ، دو چهره ای که یک ترکیب مثلثی پایدار را تشکیل می دهند. میکل آنژ مریم را به مقیاس کمی بزرگتر از مسیح مرده مجسمه می کند تا از نظر بصری و روانی به چهره اصلی اهمیت بیشتری بدهد.
پیتا میکل آنژ ، 1499 ، مرمر. ریحان سنت پیتر ، رم. دارای مجوز مستندات رایگان GNU و عوام خلاق
هنگامی که مقیاس و نسبت به شدت افزایش می یابد ، نتایج می تواند چشمگیر باشد ، و به یک فضای فرماندهی کار یا پیامدهای خارق العاده می پردازد. نقاشی های شخصی رنه مگریت اتاقی را با اشیاء ایجاد می کند که نسبت های آن چنان از دست و پا زدن است که به یک بازی طعنه آمیز در مورد نحوه مشاهده موارد روزمره در زندگی ما تبدیل می شود.
مجسمه ساز آمریکایی Claes Oldenburg و همسرش Coosje Van Bruggen آثاری از اشیاء مشترک را در مقیاس های عظیم ایجاد می کنند. ضربه محکم و ناگهانی آنها به ارتفاع کل بیش از 53 پا می رسد و دو طبقه از موزه هنر دالاس را پیوند می دهد. به همان اندازه که بزرگ است ، این اثر به دلیل اندازه غول پیکر ، یک شخصیت طنز و بازیگوش را حفظ می کند.
تاکید
تأکید - حوزه اهمیت بصری اولیه - می توان از چند طریق به دست آورد. ما فقط دیده ایم که چگونه می تواند تابعی از تفاوت در مقیاس باشد. همچنین می توان با جداسازی یک منطقه یا موضوع خاص از طریق مکان یا رنگ ، ارزش و بافت آن تأکید کرد. تأکید اصلی در یک ترکیب معمولاً توسط مناطقی با اهمیت کمتری پشتیبانی می شود ، سلسله مراتب در یک اثر هنری که در سطوح مختلف فعال و پایدار است.
مانند سایر اصول هنری ، می توان تأکید را گسترش داد تا ایده اصلی موجود در یک اثر هنری را شامل شود. بیایید به کارهای زیر نگاه کنیم تا این موضوع را کشف کنیم.
ما می توانیم به وضوح شکل پیراهن سفید را به عنوان تأکید اصلی در نقاشی فرانسیسکو د گویا در سوم ماه مه 1808 در زیر تعیین کنیم. حتی اگر مکان او از مرکز باقی مانده باشد ، یک فانوس شمع در مقابل او به عنوان یک کانون توجه عمل می کند و موضع چشمگیر او باعث تقویت انزوا نسبی وی از بقیه جمعیت می شود. علاوه بر این ، سربازان با اسلحه های هدف خود یک خط ضمنی بین خود و شکل ایجاد می کنند. ریتمی وجود دارد که توسط سر همه چهره ها ایجاد شده است - تقریباً همه در همان سطح در طول نقاشی - که در پاهای سربازان و گله های تا پایین سمت راست ادامه دارد. گویا با در نظر گرفتن کلیسای دوردست و برج های عمودی آن در پس زمینه ، تأکید افقی را برطرف می کند.
از نظر ایده ، نقاشی روایت گویا شاهد اجرای خلاصه مبارزان مقاومت اسپانیا توسط ارتش های ناپلئون در شب 3 مه 1808 است. و هموطنان او که اطراف او را احاطه کرده اند یا صورت خود را در کفر می بندند یا با او ایستاده می شوند و به دنبال اعدام کنندگان خود در چشم هستند. در حالی که قتل عام در مقابل ما اتفاق می افتد ، کلیسا از راه دور تاریک و ساکت است. نبوغ گویا توانایی او در هدایت محتوای روایت با تأکید او در ترکیب خود است.
Francisco de Goya y Lucientes ، سوم ماه مه 1808 ، 1814. روغن روی بوم. موزه پرادو ، مادرید. این تصویر در حوزه عمومی است
مثال دوم که نشان دهنده تأکید در چشم انداز با قرقاول است ، یک ملیله ابریشم از چین قرن نوزدهم مشاهده می شود. در اینجا تمرکز اصلی به چند روش مختلف بدست می آید. ابتدا ، جفت پرندگان در ابریشم رنگی بافته می شوند و آنها را از منظره خاکستری که در آن ساکن هستند ، از لحاظ بصری جدا می کنند. ثانیاً ، قرار دادن آنها در بالای سرزمین زمین به آنها اجازه می دهد تا در برابر پس زمینه نور بایستند ، پرهای دم آنها که توسط برگهای اطراف تقلید می شود. درمان پیچیده از طغیان صخره ای ، آن را در رقابت با قرقاول ها به عنوان یک نقطه کانونی نگه می دارد ، اما در پایان رنگ جفت پرندگان برنده می شود.
نمونه نهایی تأکید ، گرفته شده از هنر Burkina Faso توسط کریستوفر D. روی ، دانشگاه آیووا ، هم ویژگی های طراحی و هم ایده پشت هنر را در بر می گیرد. بسیاری از فرهنگ های جهانی شامل آثار هنری در مراسم و آیین است. ماسک های BWA آفریقایی بزرگ هستند ، از لحاظ گرافیکی به رنگ سیاه و سفید رنگ شده و معمولاً به لباس های فیبر که سر را می پوشاند ، وصل می شوند. آنها شخصیت های اسطوره ای و حیوانات را به تصویر می کشند یا انتزاعی هستند و دارای چهره ای سبک با یک تخته چوبی بلند و مستطیل شکل وصل شده به قسمت بالا هستند. آنها به بخشی از جامعه ای که از بیان فرهنگی و احساسات بیرون می آید تبدیل می شوند.
زمان و حرکت
یکی از مشکلاتی که هنرمندان در ایجاد استاتیک (تصاویر مفرد و ثابت) با آن روبرو هستند ، چگونگی تحریک آنها با احساس زمان و حرکت است. برخی از راه حل های سنتی برای این مشکل از استفاده از روابط مکانی ، به ویژه چشم انداز و دیدگاه جوی استفاده می کنند. مقیاس و نسبت نیز می تواند برای نشان دادن گذر زمان یا توهم عمق و حرکت استفاده شود. به عنوان مثال ، همانطور که چیزی در پس زمینه فرو می رود ، از نظر مقیاس کوچکتر و از نظر ارزش سبک تر می شود. همچنین ، همان شکل (یا شکل دیگر) که در مکان های مختلف در همان تصویر تکرار می شود ، اثر حرکت و گذر زمان را نشان می دهد.
نمونه اولیه این در مجسمه حک شده کویا شونین است. راهب بودایی به جلو خم می شود ، لباس او به نظر می رسد با نسیم قدم های خود حرکت می کند. این رقم از نظر سبک بسیار واقع بینانه است ، سرش کمی بلند شده و دهانش باز است. شش چهره کوچک از دهان او بیرون می آید ، نمادهای بصری از شعار که او می گوید.
آزمایش های بصری در حرکت برای اولین بار در اواسط قرن نوزدهم تولید شد. عکاس Eadweard Muybridge توالی های سیاه و سفید از چهره ها و حیوانات را که در حال راه رفتن ، دویدن و پرش است ، به دست آورد و سپس آنها را در کنار هم قرار داد تا مکانیک و ریتم های ایجاد شده توسط هر عمل را بررسی کند.
Eadweard Muybridge ، سکانس های خود در حال پرتاب دیسک ، با استفاده از یک قدم و پیاده روی. مجوز از طریق عوام خلاق
در دوره مدرن ، ظهور کوبیسم (لطفاً به مطالعه ما در مورد "فضا" در ماژول 3 مراجعه کنید) و سبک های مرتبط با آن در نقاشی و مجسمه سازی مدرن تأثیر عمده ای در چگونگی نشان دادن آثار هنری استاتیک زمان و حرکت داشته است. این تحولات جدید به شکل ، تا حدودی ، از طریق اکتشاف اولیه کوبیست در مورد چگونگی تصویر کردن یک شی و فضای اطراف آن با نمایندگی از آن از دیدگاه های مختلف ، شامل همه آنها در یک تصویر واحد به وجود آمده است.
نقاشی مارسل دوچامپ برهنه که از سال 1912 از یک پله نزولی برخوردار است ، به طور رسمی ایده Muybridge را در یک تصویر واحد متمرکز می کند. شکل انتزاعی است ، نتیجه تأثیر دوچامپ توسط کوبیسم ، اما احساس قطعی از حرکت از چپ به راست را به بیننده می دهد. این اثر در سال 1913 در نمایشگاه زره پوش در نیویورک به نمایش گذاشته شد. این نمایش اولین بار بود که در یک مکان بزرگ در چنین مقیاس وسیعی از هنرهای مدرن از ایالات متحده و اروپا به نمایش گذاشت. بحث برانگیز و خارق العاده ، نمایشگاه زره پوش به نمادی برای جنبش هنری مدرن در حال ظهور تبدیل شد. نقاشی دوچامپ نماینده ایده های جدیدی است که در این نمایشگاه آورده شده است.
در سه بعد ، اثر حرکت با تحریک موضوع با یک ژست پویا یا ژست حاصل می شود (به یاد بیاورید که استفاده از موربها در یک ترکیب به ایجاد حس حرکت کمک می کند). مجسمه جیان لورنزو برنینی از دیوید از سال 1623 مطالعه ای از تنش و حرکت بصری پیچیده است. این هنرمند چهره داوود را با ابروهای خزنده به ما نشان می دهد ، حتی لب خود را در حالی که چشمان گلیات را به چشم می اندازد ، در غلظت خود گاز می گیرد و آماده می شود تا این سنگ را از روی شکاف خود رها کند.
هنرهای موقتی فیلم ، فیلم و پیش بینی دیجیتال با توجه به تعریف آنها نشان می دهد که حرکت و گذر زمان. در تمام این رسانه ها ما به عنوان روایتی در مقابل چشمان خود آشکار می شویم. فیلم در اصل هزاران تصویر استاتیک است که به یک فیلم طولانی از فیلم تقسیم می شود که با سرعت مشخص از طریق لنز عبور می کند. از این دستگاه اصطلاح فیلم ها می آید.
فیلم برای دستیابی به همان تأثیر از نوار مغناطیسی استفاده می کند و رسانه های دیجیتال میلیون ها تصویر پیکسل الکترونیکی را در سراسر صفحه پخش می کنند. نمونه ای در اثر هنرمند سوئدی پیپیلوتی ریست مشاهده شده است. کار دیجیتالی در مقیاس بزرگ او بدن شما را بیرون می کشد ، روان ، رنگارنگ و کاملاً جذاب است زیرا در بین دیوارها آشکار می شود.
وحدت و تنوع
در نهایت ، یک اثر هنری قوی ترین است وقتی که وحدت کلی در ترکیب و شکل را بیان می کند ، یک حس بصری که همه قسمت ها در کنار هم قرار می گیرند. که کل از قسمت های آن بیشتر است. پیش بینی می شود که این حس وحدت نیز شامل ایده و معنای کار نیز باشد. این وحدت بصری و مفهومی با تنوع عناصر و اصول مورد استفاده در ایجاد آن ، تصویب می شود. ما می توانیم از نظر یک ارکستر موسیقی و هادی آن به این فکر کنیم: هدایت بسیاری از ابزارها ، صداها و احساسات به یک سمفونی قابل درک از صدا. این جایی است که کارکردهای عینی خط ، رنگ ، الگوی ، مقیاس و سایر عناصر و اصول هنری دیگر به یک دیدگاه ذهنی تر از کل کار منتقل می شوند ، و از آن قدردانی از زیبایی شناسی و معنی آن طنین انداز است.
ما می توانیم نور نارنجی کار اوا ایزاکسن را در زیر مشاهده کنیم تا ببینیم چگونه وحدت و تنوع با هم کار می کنند.
اوا ایزاکسن ، نارنجی نور ، 2010. چاپ و کولاژ روی بوم. 40 "x 60."اجازه هنرمند
ایزاکسن تقریباً از هر عنصر و اصل از جمله فضای کم عمق ، طیف وسیعی از مقادیر ، رنگ ها و بافت ها ، تعادل نامتقارن و مناطق مختلف تأکید استفاده می کند. وحدت ترکیب او با نگه داشتن قسمتهای مختلف در برابر یکدیگر و فضایی که در آن ساکن هستند ، قوی می ماند. در پایان ، بیننده در دنیای مرموز از اشکال ارگانیک گرفتار می شود که در سطح سطح مانند دانه هایی که توسط یک نسیم تابستانی گرفتار می شوند ، در سطح سطح شناور می شوند.
مجوزها و ویژگی ها محتوای دارای مجوز CC ، که قبلاً به اشتراک گذاشته شده است
اصول هنری. نویسنده: کریستوفر گیلدو. واقع در: https://lea. canvas. net/courses/24/modules#module_19. پروژه: کتابخانه دوره باز. مجوز: CC BY-NC-SA: انتساب-غیر تجاری-Sharealike
نسبت طلایی. واقع در: https://youtu. be/fmavqkr0zxg. مجوز: کلیه حقوق محفوظ است. شرایط مجوز: مجوز استاندارد یوتیوب