
امور مالی پروژه فقط ممکن است طولانی ترین موضوعی باشد که ما حتی پس از 5+ سال نوشتن در مورد انواع مختلف شرکت های مالی ، هنوز هم پوشش نداده ایم.
اما این امروز به پایان می رسد.
یک سردرگمی در مورد آنچه شما در واقع در تأمین مالی پروژه انجام می دهید ، تفاوت آن با سهام خصوصی / امور مالی / بدهی بازارهای سرمایه / امور مالی عمومی و فرصت های پیشرفت به نظر می رسد.
بنابراین ما در این مصاحبه با یک خواننده که از M& A وارد Project Finance شد ، می خواهیم با همه آنها یک به یک مقابله کنیم:
راه خود را برای تأمین مالی پروژه پیش بینی کنید
س: بنابراین ، چگونه در امور مالی پروژه شروع کردید؟
پاسخ: من در M& A شروع کردم و تقریباً 2 سال در آنجا کار کردم تا تصمیم بگیرم مناطق دیگر امور مالی را کشف کنم.
در آن مرحله ، من برای نقش های سمت خرید مصاحبه می کردم و یک استخدام کننده با نقش مالی پروژه به من نزدیک شد.
در ابتدا ، من بیشتر به توسعه شرکت ها و سهام خصوصی علاقه مند بودم ، اما تصمیم گرفتم به هر حال آن را بررسی کنم و ببینم آیا دوست دارم.
من همیشه در مورد محصولات بدهی کنجکاوی داشتم و از آنچه در مصاحبه های مربوط به فعالیت های روزانه در نقش های مالی پروژه فهمیدم ، مورد تحسین قرار گرفتم.
من آن را از طریق چندین مصاحبه انجام دادم ، و از آن زمان تاکنون اینجا بوده ام.
داستان من غیرمعمول است زیرا بیشتر مردم از M& A به PF نمی روند - بسیار معمول تر است که از چیزی مانند امور مالی اهرمی حرکت کنید.
س: خوب ، عالی. بنابراین شما در تأمین مالی پروژه چه کاری انجام می دهید؟
و چگونه با بانکداری سرمایه گذاری ، سرمایه گذاری در زیرساخت ها ، امور مالی عمومی و هر چیز دیگری با "زیرساخت" ، "پروژه" یا "امور مالی" به نام خود متفاوت است؟
پاسخ: در امور مالی پروژه ، شما به مشتریان و/یا وجوه وام برای بدهی مورد استفاده در سرمایه گذاری های زیرساختی توصیه می کنید.
2 جریان اصلی کار وجود دارد: مشاوره و وام.
در مورد اول ، گروه مالی بانک یا پروژه با ظرفیت مشاوره ای به مشتری عمل می کند.
بنابراین مشتری بانک را در مرحله اولیه معامله درگیر می کند و برای دستیابی به اهداف بودجه خود با بانک در مورد ساختار بهینه مشورت می کند.
از دیدگاه مشتری ، وضعیت ایده آل به حداکثر رساندن بار بدهی ، حداکثر بدهی بدهی ها ، نزدیک شدن مالی سریع و قیمت پایین بدهی خواهد بود.
هر منبع یا ساختار بودجه بدهی منجر به تجارت بین این معیارها می شود و در اولویت قرار می گیرد که کدام عناصر برای مشتری مهمترین هستند.
کار در این مرحله شامل مدل سازی فشرده ، اجرای سناریوهای مختلف و تهیه مواد بازاریابی مانند تفاهم نامه اطلاعات است.
پس از تعیین ساختار معامله ، شما به بازار بانکی می روید و با سایر بانک ها کار می کنید تا بودجه لازم برای این پروژه را افزایش دهید.
این ما را به جریان کار دوم در امور مالی پروژه - وام می دهد.
در این نقش ، شما به عنوان وام دهنده معاملات سرمایه گذاری زیرساخت ها فعالیت می کنید. بیشتر اوقات ، این کار زمانی شروع می شود که شما یک "بسته اطلاعات" را از یک بانک مشاوره دریافت می کنید.
اگر بانکی شما به عنوان مشاور مشتری عمل می کند ، بیشتر از این ، شما "ملزم به" شرکت در یا حتی رهبری وام می شوید ، به این معنی که بانک شما قصد دارد بزرگترین وام دهنده در این معامله باشد. این باعث افزایش معامله می شود و سیگنال های مثبت را در بازار ارسال می کند.
و سپس وظیفه شما به عنوان یک مشاور این است که سایر وام دهندگان کوچکتر را گردآوری کنید - و بسته های اطلاعاتی را برای آنها ارسال کنید ، علاقه خود را ارزیابی کنید و همه را به کمک بودجه کافی برای پیشبرد معامله کمک کنید.
نقش وام همان نقشی است که بانکهای بزرگ هنگام افزایش بدهی برای شرکتهای سهام خصوصی در خرید های اهرمی بازی می کنند ، مگر اینکه ما به جای شرکت های عادی با سرمایه گذاری در دارایی های زیرساختی کار کنیم.
"مشتریان" (هر بنگاه که در زیرساخت ها سرمایه گذاری می کنند) به طور کلی در مراحل بعدی یک معامله به ما می آیند ، از ما می خواهند که به شماره ها نگاه کنیم و سپس یک بسته بدهی را برای تأمین اعتبار معامله پیشنهاد دهیم.
بنابراین یک صندوق زیرساختی ممکن است بگوید:
"سلام ، ما قصد داریم این نیروگاه را با قیمت 1 میلیارد دلار بسازیم. در اینجا مشخصات مالی آن به نظر می رسد ، در اینجا قراردادهای کلیدی و جریان درآمد آن وجود دارد ، و تحقیقات بازار ما انجام داده ایم. چه نوع وام می توانید ارائه دهید؟ "
به طور کلی ، نقش وام هنوز بیشتر شبیه به نقش های سمت خرید است تا اینکه مشاغل بانکی سرمایه گذاری در سمت خود را به فروش برساند زیرا شما در حال سرمایه گذاری در وجوه خود هستید.
در حالی که شما نیاز به مدیریت مشتری و بانک مشورتی در جبهه تجاری دارید ، همچنین برای ساختن یک پرونده تجاری و ارائه معامله به کمیته اعتباری داخلی بانک خود نیز باید زمان خوبی را اختصاص دهید (دقیقاً مانند نحوه ارائه معاملهکمیته سرمایه گذاری در یک صندوق سهام خصوصی).
تفاوت اصلی این است که ما به عنوان یک وام دهنده ، ما به شدت روی خطر نزولی معاملات تمرکز می کنیم ، زیرا اهداف اصلی حفظ سرمایه و پوشش خدمات بدهی است.
س: خوب ، با تشکر از شما برای نوشتن کتاب برای پاسخ به آن یکی.
بنابراین چگونه می توانید اختلافات را در مقابل آن زمینه های دیگری که ذکر کردم خلاصه کنید؟
پاسخ: تفاوتهای اصلی:
- بانکداری سرمایه گذاری: برخلاف IB ، ما پول خودمان را سرمایه گذاری می کنیم و بر اساس نحوه عملکرد سرمایه گذاری های زیرساختی پیروز یا از دست می دهیم.
- سرمایه گذاری زیرساخت ها: آنها بر بودجه سهام سرمایه گذاری ها تمرکز می کنند و ما روی بودجه بدهی تمرکز می کنیم. سرمایه گذاری زیرساخت ها: مالی پروژه :: سهام خصوصی: وام دهندگان بزرگ بانکی (نه ، این یک قیاس کامل نیست ، اما این تفاوت اساسی است).
- امور مالی عمومی: ما فقط با دارایی های با بودجه خصوصی کار می کنیم ، بنابراین سرمایه برای دولت های فدرال/ایالتی/محلی جمع نمی کنیم.
- بازارهای سرمایه گذاری مالی و بدهی: ما فقط در معاملات دارایی زیرساخت ها سرمایه گذاری می کنیم ، نه در خرید کل شرکت ها. ما همچنین برای هر روز ، استفاده از شرکتهای مداوم (یعنی مانند DCM) بودجه تأمین نمی کنیم.
همچنین ، "تأمین مالی پروژه" معمولاً توسط مشتری ها از طریق وسایل نقلیه با هدف خاص با استفاده محدود یا بدون مراجعه به مشتری مطرح می شود - این بدان معنی است که اگر معامله بد شود ، ما فقط می توانیم در وسیله نقلیه خاص با هدف خاص عنوان کسب کنیم.
این با بدهی شرکت ها بسیار متفاوت است ، که به شما حقوقی را برای خود شرکت عامل می دهد (یعنی شما ابتدا ادعای دارایی شرکت را دارید ، بالاتر از سرمایه گذاران سهام).
به همین دلیل است که دقت فنی / حقوقی / مالی دقیق ضروری است ، و به همین دلیل تعادل حداکثر بدهی و مدیریت ریسک بسیار مهم است.
مشاغل مالی پروژه: دارایی های ذخیره سازی ، بدهی ارشد و SPV
س: عالی. بنابراین بیایید با این موضوع ادامه دهیم: در مورد معاملات چه فکر می کنید؟
عوامل و معیارهای اصلی برای دیدن چیست؟
پاسخ: تمرکز در تأمین مالی پروژه 100 ٪ بدهی است.
از منظر وام خالص ، سهام عدالت برای ما مهم نیست و ما بیشتر به محدودیت های بدهی و خطر نزولی معامله اهمیت می دهیم.
با بیان اینکه ، در یک نقش مشورتی ، ما همیشه به تمرکز مشتری بر روی IRR های پروژه توجه می کنیم - و در محدودیت بدهی ، ما به دنبال راه حل هایی هستیم که به نفع وام دهندگان باشد و همچنین به طور بالقوه IRR های مشتری را تقویت می کند.
اولین سؤالی که همیشه می پرسیم این است: اگر این پروژه غرق شود ، چقدر می توانیم آن را بفروشیم؟آیا می توانیم هر یک از بودجه خود را بازپرداخت کنیم؟اگر چنین است ، چقدر؟
به عنوان مثال ، بیایید بگوییم که این یک دارایی 200 میلیون دلاری است و ما 150 میلیون دلار برای تأمین بودجه خرید آن وام می دهیم.
ما ممکن است تخمین بزنیم که چقدر می توانیم برای دارایی هایی که در سالهای آینده فروخته می شوند ، دریافت کنیم و سپس ببینیم که آیا می توانیم بخشی یا تمام آن 150 میلیون دلار سرمایه گذاری اولیه را بازیابی کنیم.
با توجه به بسیاری از این دارایی ها ، ریسک قیمت وجود دارد (ممکن است نرخ لکه ها کاهش یابد) و ریسک حجم (ممکن است مشتریان را ترک کنند).
اما اگر این چیزی شبیه به نیروگاه با تمام قراردادهای دولتی باشد ، هر دو خطرات کاهش می یابد و بسته به ساختار قرارداد ممکن است تقریباً ناچیز باشد.
با وجود دارایی مانند ترمینال ذخیره سازی ، خطر بازار وجود دارد.
به عنوان مثال ، اگر مشتریانی که سالانه قرارداد بسته اند ، قراردادهای خود را تمدید نمی کنند و صندوق سرمایه گذاری 5-10 سال است که دارایی را در اختیار دارد ، این می تواند منجر به دوره های شکاف شود که ظرفیت ذخیره سازی قرارداد نباشد اما بدهی ها موعد هستند-یا اگر در صورتی است. ظرفیت دوباره با نرخ پایین تر قرارداد می شود ، ممکن است نسبت خدمات بدهی متلاشی شود.
بنابراین ما زمان زیادی را صرف حفر کردن در آن جزئیات می کنیم و کیفیت مشتریان ، قراردادها ، پویایی بازار اساسی ، میانگین طول قراردادها و موارد دیگر را ارزیابی می کنیم و ارزیابی می کنیم که در یک سناریوی نزولی واقعی خطر وجود دارد.
از آنجا که ما بیشتر بدهی های ارشد را قرض می دهیم ، ما هرگز نمی خواهیم در این پروژه ها "قتل" کنیم - نرخ بهره نسبتاً پایین است و هیچ گزینه عدالت در آن ساخته نشده است ، به همین دلیل بیشتر کارهای تحلیلی برای ارزیابی بهتر نزولی طراحی شده است. خطرات
علاوه بر این ، سناریوهای نزولی فوق به ندرت موضوع نوشتن دارایی است.
غالباً ، بندهای قرارداد ساخته شده است که در حدود پرداخت های خاتمه به مشتری یا گزینه های خرید دارایی توسط مشتریان مشتری خود ساخته شده است ، و برای درک کامل و الگوبرداری این سناریوها باید قراردادهای مختلفی را طی کنید.
س: با حرکت به جزئیات دانه ای بیشتر ، یک روز معمولی در زندگی شما چیست؟
پاسخ: ساعت ها قطعاً بهتر از M& A هستند. 60 ساعت در هفته میانگین در اینجا است ، اگرچه بسته به فعالیت معامله نوسان دارد.
در یک روز معمولی ، من قبل از ورود به محل کار ، خواندن ایمیل را شروع می کنم تا بتوانم بفهمم که روز من چگونه بازی خواهد کرد.
تفاوت اصلی در اینجا (اگرچه این یک تعمیم گسترده است) در این است که هر جریان کار برای تکمیل زمان بیشتری می برد.
به عنوان مثال ، بیایید بگوییم که شما دارایی ذخیره سازی را با 100 قرارداد ارزیابی می کنید.
اگر در بانکداری کار می کنید و MD شما نیاز به دیدن ASAP دارد ، ممکن است نرخ رشد درصد ساده در مدل را فرض کنید.
در اینجا ، ما در واقع درآمد حاصل از هر قرارداد را به طور جداگانه طی سالهای متمادی به آینده الگوبرداری می کنیم ، که می تواند مدت زمان بسیار طولانی باشد.
بنابراین در یک معامله زنده ، انجام یک "مدل سریع و کثیف" بسیار غیرممکن است - آنها به دلیل سطح جزئیات زمان بیشتری برای تکمیل می گیرند.
در بین این کار فنی ، من به دقت کافی ، بررسی شرایط بدهی و معاملات ورودی کمک خواهم کرد ، و همچنین اگر به عنوان مشاور این معامله عمل می کنیم با سایر بانک ها صحبت می کنم.
من همچنین وقت خود را صرف بررسی سیاست های دولت و موضوعاتی مانند اعتبار مالیاتی برای پروژه ها می کنم - گاهی اوقات دولت ها زیرساخت های سرمایه گذاری را از طریق مزایای مالیاتی یا با تضمین بدهی ترویج می کنند. بنابراین این عوامل برای درک نیز مهم هستند.
اگر تعداد مناسبی از معاملات در حال انجام وجود داشته باشد ، من زمان خود را به طور مساوی بین این 3 کار تقسیم می کنم (مدل سازی ، هماهنگی با سایر وام دهندگان و انجام تحقیقات بازار).
مالی پروژه ... فرایند تأمین مالی
س: می بینم. آیا می توانید ما را از طریق آنچه در یک روند معامله معمولی در تأمین مالی پروژه اتفاق می افتد ، طی کنید؟
پاسخ: مطمئنا. من با این فرض که شما به عنوان مشاور عمل می کنید ، این کار را می کنم:
مرحله 1: ما یک "بسته اطلاعات" از صندوق سرمایه گذاری زیرساخت ها ، از جمله مدل مالی ، اطلاعات بازار و غیره دریافت می کنیم و آنها از ما می پرسند که آیا می خواهیم شرکت کنیم.
پس از درک معامله ، ما به دنبال سنجش اشتهای کمیته اعتبار خود برای معامله هستیم.
ما معامله را با معاملات قبلی که توسط گروه ما انجام شده است از هر زاویه ای مقایسه می کنیم - استحکام مالی ، آشنایی با مشتریان ، سابقه سوابق مشتری در عملیاتی و مدیریت چنین پروژه هایی ، موقعیت پروژه و پویایی بازار اساسی و غیره.
ما همچنین زمان زیادی را صرف دیدن ساختار امنیتی معامله و به طور خاص نحوه استفاده از وسایل نقلیه با هدف خاص (SPV) می کنیم.
هدف SPV ایجاد جدایی بین شرکت مادر و بقیه دارایی ها و اختصاص عناصر مختلف به احزاب مختلف است.
به عنوان مثال ، قراردادهای مشتری ممکن است با شرکت مادر زندگی کند حتی اگر دارایی شلوغ شود ، بنابراین ما ، به عنوان وام دهندگان ، ممکن است فقط بتوانیم عنوان آن را به آن دارایی بپردازیم.
در حالی که SPV ها می توانند از دیدگاه مشتری "خطر" را کاهش دهند ، از دیدگاه ما آنها صرفاً ریسک واقعی برای ما هستند.
و بنابراین ما باید تأثیر ساختارهای پیشنهادی را به طور کامل ارزیابی کنیم. بسیاری از SPV ها نیز مربوط به مالیات هستند ، بنابراین ما باید در تأثیر مالیات بر جریان نقدی در مدل های خودمان عامل باشیم.
همه اینها از طریق دیالوگ با مشتری انجام می شود - به عنوان مثال ، اگر ساختار امنیتی برای اشتها اکثر بانک ها بسیار ضعیف باشد ، ما چنین ویژگی هایی را به مشتری برجسته می کنیم.
س: ما فقط در مرحله 1 هستیم.
این در حال حاضر به نظر می رسد مانند بسیاری از کار.
پاسخ: اوه ، بهتر می شود. بنابراین بیایید بگوییم که ما اطلاعات اولیه را مرور کرده ایم و تصمیم می گیریم که می خواهیم معامله را انجام دهیم - در اینجا اتفاق می افتد:
مرحله 2: ما در این مرحله مدل خودمان را برای همان معامله می سازیم و ما شروع به فراخوانی سایر تیم ها و گروه های مالی پروژه می کنیم تا ببینیم چه کسی ممکن است بخواهد شرکت کند.
هرچه گروه های بیشتری وجود داشته باشد ، روند کار با هم دست و پا گیر تر خواهد بود زیرا هر یک از آنها شرایط کمی متفاوت می خواهند.
بنابراین ما سعی می کنیم آنچه را که مشتری می خواهد بهینه کنیم و در لیست اولیه بانک ها به چیزی قابل کنترل تر لیست کنیم.
مرحله 3: سپس ، ما مقدار مناسب بدهی را برای استفاده و شرایط بدهی می دانیم.
در بیشتر معاملات ، ما در درجه اول بدهی ارشد با نرخ بهره بین 2 ٪ تا 10 ٪ وام می دهیم ، هرچند که از نظر منطقه ، نوع دارایی و شرایط اقتصادی متفاوت است.
گاهی اوقات از چندین ترانشه بدهی استفاده می شود و هر یک از آنها هدف متفاوتی دارند.
به عنوان مثال ، بیایید بگوییم که یک تسهیلات ذخیره سازی هم مشتریان بین المللی و هم مشتریان داخلی با شرایط مختلف قرارداد برای هر نوع مشتری دارد.
اگر وام دهندگان داخلی و وام دهندگان بین المللی نیز وجود داشته باشند ، ممکن است 2 بدهی مختلف ایجاد کنیم: بین المللی و داخلی.
و سپس ما اطمینان می دهیم که جریان پول نقد از مشتریان بین المللی هزینه های بین المللی بدهی را پرداخت می کند ، و همین مورد برای طرف داخلی است.
این دلیل دیگری است که چرا مدل سازی در تأمین مالی پروژه پیچیده تر می شود - شما این مکانیک مشابه جریان های مختلف درآمد را که از ترانزیت های مختلف بدهی در (بیشتر) معاملات سهام خصوصی پشتیبانی می کنند ، نمی بینید.
س: من شیفته هستم. لطفاً ادامه دهید.
مرحله 4: هنگامی که ما مدل خودمان را ساختیم و لیست سایر وام دهندگان را که می خواهند شرکت کنند ، محدود کردیم ، ما زمان زیادی را صرف مذاکره در مورد شرایط بدهی با آنها می کنیم.
حتی اگر فقط 5-6 گروه دیگر درگیر باشند ، این همیشه مدت زمان زیادی طول می کشد زیرا همه چیز متفاوت می خواهند و برخی از بانک ها از دیگران دشوارتر هستند.
از طرف دیگر ، صعود در اینجا این است که مکالمه های جالب زیادی صورت می گیرد - زیرا بانک ها مسائل پروژه را از دیدگاه های مختلف در نظر می گیرند و گاهی اوقات موضوعات جدید آشکار می شود.
مرحله 5: پس از آن ، پس از نهایی شدن شرایط بدهی ، هر شرکت بانک یا PF به کمیته اعتباری خود باز می گردد تا تصویب این معامله را بدست آورد.
این دوره چند هفته به طول می انجامد و مشتری منتظر می ماند در حالی که همه بانک ها برای تأمین اعتبار معامله ، تأیید داخلی می کنند.
مرحله 6: در نهایت، پس از شنیدن پاسخ همه، به سرمایه گذار(های) سهام در معامله باز می گردیم و روند تهیه اسناد وام را شروع می کنیم. در این مرحله، مشتری از قبل با شرایط بدهی موافقت کرده است. تغییر آن شرایط در این مرحله بسیار بسیار دشوار است.
از نظر فنی، ما قبلاً عبارات کلیدی مورد نیاز برای محافظت از ما در "موارد منفی" را در مرحله 5 پیدا کرده ایم و برجسته کرده ایم…
اما ممکن است جزئیات خاصی قبلاً در نظر گرفته نشده باشد - و بنابراین مقدار عادلانه ای از مذاکره هنوز بین بانک ها و مشتری در این مرحله انجام می شود.
وقتی مدارک کامل شد، به کمیته اعتباری باز می گردیم تا تایید نهایی معامله را کسب کنیم.
س: شما در سرتاسر به «شرایط بدهی» اشاره کرده اید، اما این شرایط دقیقاً چه چیزی فراتر از نرخ های بهره را شامل می شود؟
پاسخ: موارد اصلی مدت زمان (دوره وام) و مدت بازپرداخت است.
مثلا وام 5 ساله است؟وام 10 ساله؟
آیا 10 درصد بازپرداخت اصل در سال است یا 70 درصد در 10 سال و سپس 30 درصد در هنگام خروج؟
مدت قرارداد برای مشتریان فعلی اغلب بر این موضوع تأثیر می گذارد - برای مثال، اگر یک نیروگاه با قراردادهای 10 ساله باشد، وام دهندگان ممکن است برای یک وام 9 ساله فشار بیاورند تا در صورت وقوع فاجعه بار در سال 10 و اعطای یک "حافظ" به خود کمک کنند. کل وام قابل بازپرداخت نیست
این شرایط همچنین بین پروژه های «گرین فیلد» و «براون فیلد» متفاوت است - برای پروژه های گرین فیلد، بازپرداخت بدهی باید تا زمانی که جریان نقدی ایجاد شود به تعویق بیفتد و بدهی به جای 100 درصد پیش پرداخت، در طول زمان کاهش می یابد (به عنوان مثال در هنگام تملکیک دارایی یا شرکت موجود).
فرهنگ و سلسله مراتب پروژه محور؟
س: باشه، سرم از این همه صحبت های فنی درد می کند.
بیایید به آنچه که همه واقعاً می خواهند در مورد آن بدانند برویم: چقدر پول در می آورید.
یا شاید فرهنگ گروه های Project Finance.
پاسخ: بله، بنابراین فرهنگ به شدت تحت تأثیر نوع بانک (یا شرکت دیگری) است که شما در آن هستید.
فعال ترین بانک ها در پروژه فاینانس، از منظر وام دهی، ژاپنی و فرانسوی هستند و بانک های محلی نیز در آن ترکیب می شوند (بسته به منطقه شما).
بسیاری از بانک های اروپایی در واقع بازوهای Project Finance خود را حذف کرده اند و به طور کامل از تجارت خارج شده اند - بنابراین شرکت های سنتی کمتری این روزها تیم های PF خود را ایجاد می کنند.
بین این دو گروه تفاوت وجود دارد، اما تفاوت فرهنگی بزرگ تری بین بانکداری سرمایه گذاری و Project Finance وجود دارد: به طور کلی، نسبت به گروه سنتی IB افراد «نوع A» و افراد معتاد به کار دیوانه کمتری خواهید دید.
مردم در اینجا تمایل دارند که طولانی مدت فکر کنند ، و به همان اندازه که به شماره های دقیق جایزه امسال و یا تمایل به جدیدترین و بزرگترین فرصت خروج متمرکز نیستند.
سلسله مراتب تقریباً مشابه در مسیر شغلی بانکداری سرمایه گذاری است: تحلیلگر ، همکار ، VP ، مدیر و دکتر ، اما این کمتر از فرهنگ "بالا یا خارج" است.
تبلیغات تا زمانی که به اطراف خود می چسبید ، اتفاق می افتد ، اما می تواند یک روند کندتر باشد ، مگر اینکه واقعاً خوب عمل کنید.
ثبات یکی از اصلی ترین تساوی مربوط به تأمین مالی پروژه است: شما دستمزد خود را رها می کنید ، اما ساعات بهتری می گیرید و احتمالاً از طریق سفر سریع به اتاق کنفرانس کمتر اخراج می شوید.
س: در این یادداشت ، پرداخت. پرداخت. چی میتونی بگی؟
پاسخ: قطعاً تخفیف برای IB Pay است.
آنها حقوق MD 3 میلیون HKD را به 6 میلیون HKD (تقریبا 400 کیلو دلار تا 800 کیلو دلار آمریکا) در امور مالی اعمال می کنند ، اما فقط 2 میلیون HKD (260K دلار) به 2. 3 میلیون HKD (300K دلار) در امور مالی پروژه گزارش می دهند.
شماره های تحلیلگر و همکاران تا کنون از هم فاصله ندارند ، اما اگر به شماره های تحلیلگر و همکار در سنگاپور و هنگ کنگ نگاه کنید ، هنوز یک تخفیف 20-40 ٪ در مقابل اهرم وجود دارد.
شما هنوز هم درآمد بیشتری نسبت به متوسط فارغ التحصیل دانشگاه یا دانشکده تجارت کسب خواهید کرد ، اما نباید انتظار داشته باشید که انتظار داشته باشید با حقوق بانکی سرمایه گذاری یا حقوق سهام خصوصی بپردازید.
س: شما قبلاً ذکر کردید که تیم های مالی پروژه مانند افرادی که پیشینه اعتباری قوی دارند.
کجا دیده اید که همکاران بعد از کار در PF می روند؟
پاسخ: بیشتر تیم های مالی در بانک ها یا تیم های توسعه شرکت (بیشتر مشتری ها) اعمال می شوند. برخی از آنها همچنین به صندوق های اعتباری در سمت خرید می پیوندند یا به نقش های مربوط به وام می روند.
ورود به گروه های صنعت بانکداری سرمایه گذاری سنتی ، گروه های M& A یا سهام خصوصی کمتر رایج است ، اگرچه من دیده ام که یک دوست زوج در چنین نقش هایی حرکت می کنند.
س: بنابراین ، خط پایین: مالی پروژه برای شما مناسب است اگر ...
پاسخ: اگر دوست دارید در معاملات و به ویژه طرف اعتبار معاملات کار کنید ، اما می خواهید تعادل کار/زندگی بهتری نسبت به دریافت IB/PE داشته باشید ، و در ازای آن مایل هستید دستمزد کمتری را بپذیرید.
داشتن علاقه شدید به سیاست دولت و دارایی های زیرساختی نیز کمک می کند.
منابع پیش بینی شده
س: آیا منابع پیشنهادی برای خوانندگانی که می خواهند در امور مالی پروژه کار کنند؟
پاسخ: من از اطراف پرسیدم ، اما شرکت من به ما اجازه نمی دهد تا منابع آموزشی داخلی خود را به اشتراک بگذاریم.
توجه داشته باشید از برایان: خوشبختانه ، من از Ninja Powers خود برای تأمین نمونه مدل مالی پروژه برای شما استفاده کردم - برای بررسی آن اینجا را کلیک کنید.
نه ، این دقیقاً "مطالب خواندن سبک" نیست ، اما این احساس را به شما می دهد که از دیدگاه فنی در این بخش چه انتظاری دارید.
س: عالی ، متشکرم.
و ما در ابتدا از این موضوع غافل شدیم ، اما روند استخدام برای تأمین مالی پروژه چگونه بود؟
پاسخ: این بسیار شبیه به سهام خصوصی / استخدام بانکداری سرمایه گذاری است ، با چندین دور مصاحبه که در آن همه را ملاقات می کنید ، و سپس در پایان یک آزمون مدل سازی.
آنها واقعاً افرادی را که تجربه اعتباری دارند (Levfin ، DCM ، و شاید حتی صندوق های Mezzanine) دوست دارند ، اگرچه برای نامزدها از پیشینه های دیگر باز هستند.
سوالات همه چیزهایی است که انتظار دارید: "چرا مالی پروژه؟""در مورد تجربه معامله خود به من بگویید.""چگونه یک سرمایه گذاری را ارزیابی می کنید؟"
آزمون مدل سازی که دریافت کردم بسیار ساده بود: آنها فقط از من خواستند که برای یک دارایی زیرساختی DCF بسازم و سپس تخمین بزنم که چقدر بدهی پروژه می تواند به دست آورد.
FCFS در مدل من در طول عمر این پروژه به حدود 100 میلیون دلار رسید ، بنابراین من حدس زدم و گفتم "80 میلیون دلار بدهی - نسبت 80 ٪ اهرم مناسب به نظر می رسد."
این در واقع اشتباه و بیش از حد پرخاشگرانه بود: دارایی که من به طور معمول از آن مدل کردم نسبت به 60 ٪ نزدیک به 60 ٪ است ، اما این یک معامله گر نبود و من به هر حال این پیشنهاد را کسب کردم زیرا مدل من از نظر مکانیکی صحیح بود.
برای "چرا مالی پروژه؟"سؤال ، شما می توانید نکاتی را که ما در مورد آنها بحث کردیم استناد کنید و توضیح دهید که شما دوست دارید اقتصاد کلان ، سیاست دولت و قادر به ارتباط با خروجی ملموس تر باشید - و بگویید که خود را بیشتر از یک شخص استراتژی / عملیات می بینید.
تا زمانی که این پروژه بدهی شما را به صورت سالم بازپرداخت کند ، تقریباً هیچ کاری نمی توانید برای تأثیرگذاری بر خروج یا عملکرد دارایی در تأمین مالی پروژه انجام دهید ، بنابراین تعداد کمی از "عملیات" که در PE سنتی مشاهده می کنید وجود ندارد.
س: عالی. ممنون بابت وقتی که گذاشتید. من چیزهای زیادی یاد گرفتم!
گزینه های باینری...
ما را در سایت گزینه های باینری دنبال می کنید
برچسب :
نویسنده : سحر زکریا
بازدید : 52
تاريخ : يکشنبه
22 مرداد
1402 ساعت: 1:49